فقر و دست خالی | قاسم سیاره (آشفته)
مصیبتی بتر از فقر و دستِ خالی نیست
از آن بتر، مرضی همچو پُرعیالی نیست
بر آن سرم که کنم از خرابه خانهکشی
ولی به کوی تو هم یک اطاق خالی نیست
به هر دری که زدم، کس به روی من نگشود
مگر که خانة خالی در این حوالی نیست؟
هر آنکه دید من و پنج بچه و زن، گفت:
«به کنجِ دوزخ هم جا جنابعالی نیست»
کدام مردِ غیورِ شجاع را دیدی
که نزدِ خانگیان، قامتش هلالی نیست
کنارِ کوچه ز سرما هلاک خواهم شد
وقوعِ حادثه حتم است و احتمالی نیست
مکن عذاب خدایا و رحم کن بر ما
مگر که لطفِ تو آن لطفِ پارسالی نیست؟!
به روسیاهی خود جمله میکنیم اقرار
اگرچه صورتِ اینجانبان ذغالی نیست
خلاصه، اینهمه مخلوق خانه میخواهند
بر این قضیه دگر جای ماستمالی نیست
بلای خانه به دوشی ز جانِ ما کُن دور
کز این بلا بتر از بهر ما اهالی نیست
مرحوم قاسم سیاره (آشفته )
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی
برچسب ها: فقر , تنگدستی , شعر , شهرضا
چله تا نوروز
رفت قوس و کنون مه دی شد
برگریز و خزان آن طی شد
شد زمستان پس از شب یلدا
قصه آغاز میشود فردا
داستانیست در پس هر روز
تا که از ره رسد عمو نوروز
این سه ماه سپید پر سرما
خبری نیست دیگر از گرما
شصت روزش به چله مینامند
که ز سرما به خانه میمانند
چله اولی کلان باشد
که بزرگ است و سر گران باشد
میرسد او ز راه اول دی
ده بهمن شده است عمرش طی
در چنین روز خوب جشن سده
شور و شادی آن ز دست مده
چله ی دیگری رسد آنروز
سوز و سرمای آن بود جانسوز
چله کوچک نمود آگاهم
تا سی بهمن است همراهم
از زمان قدیم در هر بار
بود بین دو چله شان چار چار
که بود هشت روز پر سرما
برف بارد مدام بر سر ما
ننه سرمای پیرزن دو پسر
دارد و هست قصه ای دیگر
اولی نام او بود اهمن
دومی هست نام او بهمن
دهه ی اول مه اسفند
هست در دست اهمن فرزند
دهه دوم مه اسفند
کرده بهمن به دست خود در بند
بیستم آن سیه بهار آید
کم کمک گل به شاخسار آید
ننه سرما در آخر سال است
گاه حال هوا بد احوال است
دم بدم باد آید و طوفان
دل مردم کمی شود نگران
دارد او بر گلوش گردنبند
که چو بگسست بند آن از بند
میشود حال پیرزن جانسوز
زانکه از ره رسد عمو نوروز
که به همراه خود بهار آرد
بهر دلهای ما قرار آرد
از جهانمردی این حدیث ارسال
بنما بهر دوستان هر سال
مصطفی جهانمردی
آذر ماه هزار و چهارصد و دو
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره
برچسب ها: یلدا , چله , شب چله , نوروز
شهرضا و جهانگردان
با خبر شدیم کتاب نفیس شهرضا و جهانگردان تالیف همکار خوبمان آقای فرهاد رستگار به چاپ دوم رسید ، خریدن و خواندن این کتاب را به علاقه مندان تاریخ و فرهنگ شهرضا توصیه میکنم تا با داشتن آن یادگار مفیدی برای فرزندانمان یادگار بماند .
از طریق این کتاب می فهمیم که :
رابرت شرلی معروف در زمان شاه عباس بزرگ برای مدتی دستیار حاکم قمشه بوده است.
یا با نظر ادوارد براون پژوهش گربزرگ تاریخ و ادبیات ایران ،در مورد مردم قمشه در عصر قاجار آشنا می شویم.
همچنين صد ها مطلب دست اول دیگر در رابطه با شهرمان شهرضا که ما از طریق جهانگردان از آنها اطلاع می یابیم
آدرس فروش کتاب شهرضا خیابان ارشاد، بعد از بلوار کشاورز، انتشارات کتیبه ماندگار


آقای فرهاد رستگار دبیر بازنشسته شاعر و نویسنده کتاب شهرضا و جهانگردان
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , تاریخ , جهانگردان و شهرضا , قمشه
بیاد مادر شهید حجت الله انصاری
این سروده را که زبان حال فرزندان این بانوی محترمه است و از همراهان و زحمتکشان طبیعت و محیط زیست و از (( همیاران طبیعت شهرضا)) میباشند تقدیم میکنم
مادر چو کبوتری پریدی
تا حضرت دوست پر کشیدی
هرچند که در نگاه مردم
در گوشه خاک آرمیدی
از شاخ درخت زندگانی
جز غصه و رنج و غم نچیدی
چشمان تو اشکبار فرزند
آرامش این جهان ندیدی
از داغ فراق حجّت خود
آسوده دمی نیارمیدی
آرام بخواب مادر من
آخر به شهید خود رسیدی
ای شیرزن غیور ایام
بر خلق زمانه روسفیدی
کز بهر رفاه کودکانت
سختی جهان به جان خریدی
آرامش ما ز برکت توست
یک عمر برای ما دویدی
اکنون به جز از دعای خیرت
مارا نبود دگر امیدی
مدیون توایم تا که هستیم
بس سختی روزگار دیدی
مصطفی جهانمردی 12آذر هزار و چهارصد و دو

موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شهید , مادر شهید , شهدا
مرحوم استاد ریحان اسفرجانی
معلم و شاعر با معلومات و آگاه شهرضا مرحوم بهروز سلطانیان متخلص به ریحان را همه دوستان به جهت سرودن شعر در تمام سبکهای ادبی کهن میشناسند وخصوصا بداهه سرایی و اشعار آیینی و مذهبی وی مشهور میباشد .
وی در روستای اسفرجان شهرضا متولد و بیشتر عمر خود را در ران نوباوگان این روستا صرف کرد و به دلیل عشق به این روستای زیبا پس از وفاتش در سال 81 در همین روستا به خاک سپرده شد

موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , ریحان , بهروزسلطانیان , اسفرجان
یاد روزهایی افتادم که در روستاهای شهرضا تدریس داشتم و برای نهار یک ساک دستی همه معلمها همراه داشتند که غذای ظهر شان در آن بود .
زنگآخر چیدن و قابلمه ها روی بخاری دفتر داستانی بود که این روز های زمستانی مرتب شاهدش بودیم .
این عکس از دفتر مدرسه بیست و دو بهمن کهرویه شهرضاست مربوط به سالهای چند دهه قبل که آقایان میرطالب و سبزواری دو طرف بخاری نشسته اند آن دو دوست دیگر را یادم نیست
دوستانی که هنوز در تداوم این نوستالژی در حال تجربه این ایامند قدر لحظه های باهم بودن را بدانند که
خیلی زود میگذرد
مصطفی جهانمردی

موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , مدارس , خاطرات , نهارمدرسه
آب آب
در تمام مدارسی که کار نقاشی دیواری انجام میدادم همیشه تذکری بر آب و کمبودش بر دیوار نقش میزدم
برای تصویر بزرگتر ضربه بزنید 👇👇👇👇
آب آب آب آب آب آب آب آب آب................

موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: آب , کم آبی , خشکسالی , صرفهجویی در آب
گردشگری و دوستی
گردشگری های کم هزینه و کوتاه در حد وُسع و وضعیت مالی افراد امریست که خصوصا برای سنین بالا واجب است و مانند دارو موجب سلامتی افراد میشود حتی بیشتر از دارو موثر است از رفت و آمد در جمع های مختلف ورزشی و گردشگری فرد اعتماد به نفس گرفته و دارای روحیه مضاعفی میشود در عکس موجود که اردوی یک روزه جمعی علاقه مندان در سنین مختلف شهرضاست شامل طبیعتگرد ها و اهالی ورزش صبحگاهی شهرضا و دوستان در گروه های مختلف میباشند شخصا در جمع با بیست درصد دوست بودم با بیست درصد فقط آشنا بودم و بیش از نیمی افراد را نمیشناسم ولی با یکی دو گردشگری با همه افراد دوست صمیمی میشوی و تازه متوجه میشوی چه افراد دلسوز و مهربان و با گذشتی را روزانه از کنارشان میگذشتی و با آنان آشنا نبودی و هنگامی که آشنا شدی از این آشناییت به خود میبالی که چنین دوستان خوبی را در این سن به دست آورده ای و آنان نیز حسی متقابل دارند .
با حضور در جمع های مفید اینگونه سلامتی و نشاط و تحرک را به جسم و روح در حال تحلیل خود هدیه دهید خ
ودمان را با همراهی دوستان خوب بازیابی کنیم
سر نوشت را
همیشه میتوان
از سر نوشت
مصطفی جهانمردی شهرضا
همیاران طبیعت شهرضا
همیاران طبیعت شهرضا پارک سیاه سرد بروجن
اردوی اهالی ورزش صبحگاه پارک ملت شهرضا و همیاران طبیعت شهرضا در پارک سیاه سرد بروجن ۱۴۰۱ روی عکس ضربه بزنید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , طبیعت , همیاران طبیعت شهرضا , پارک سیاه سرد بروجن
توریسم صنعت نیمه جان
کشورهایی که صنعت و توسعه رافقط در پیچ و مهره های ماشین آلات نمیبینند و تکیه بر صنایع دیگر از جمله صنعت توریسم دارند. از کوچکترین چیزی که موجب درآمد زایی در این راه میشود بهره میبرند و به راحتی از آن نمیگذرند از صدف های لب ساحل تا برگهای خزان شده جنگل و ریگ بیابان و دست بافته های ساده روستاییان همه و همه برای جهانگردان جالب است ومیتواند درآمد زا باشد و این شرط اولش ارتباط با خیل عظیم گردشگران در جهان است هنوز یادم هست وقتی دهه پنجاه جوان بودم و گردشگران را میدیدم از قمشه ما رد میشدند طالب و مشتری خرمهره های آبی رنگ سفالگرانمان بودند و دسته دسته بر گردنشان بود و گاهی قالیچه های پاره و قدیمی کیف میشد و بر گردن می انداختند . مدتی قبل وقتی در میان زباله ها مقداری گلیم بید زده و معیوب دیدم که قابلیت تبدیل و ترمیم داشت دلم گرفت و بیشتر از آن دیدن صد ها نقشه قالی بود که یک بازاری در باغ خود برای سوزاندن آورده بود که فقط قالیباف و هنرمند نقشه کش قالی قدر آن و سختی تهیه اش را میداند در صورتی که تبدیل یک یک این نقشه ها به یک قاب زیبا و فروش به توریستها و گردشگران چقدر میتواند در اقتصاد خانواده ها نقش داشته باشد . تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل .......
مصطفی جهانمردی شهرضا آبان ۱۴۰۱

نقشه های قالی که آماده سوختند !!!!
گلیم هایی که از غم بی کسی به گل نشسته اند
عبور توریستها از شهرضا و توقفشان در امامزاده شاهرضا دهه چهل
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: توریسم , توریست , جهانگردان , tourist
خورشید دلگرفته است یا دلش برای ما میگیرد دو مفهوم متفاوت است ولی دلگیر دوگانگی هاست که دلش میگیرد
در خورشید گرفتگی جزیی سال 98گفتم ولی امسال و امروز سوم آبان 1401که دو باره گرفتگیش را دیدم من دلم برای خورشید گرفت که باید هر روز این همه دوگانگی ها و رفتار ها و سیاست بازیها و دغلکاری را ببیند ولی هر روز سخاوتمندانه نور مهر و محبتش نوازشگرمان باشد
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: خورشید , خورشیدگرفتگی , کسوف , شعر
دیواره سنگنوردی شهرضا




موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , کوهنوردی , هیات کوهنوردی شهرضا , دیواره سنگنوردی
سال تحصیلی جدید بر سنگرنشبنان فرهنگ و معرفت مبارکباد
امروز شنبه دوم مهرماه ۱۴۰۱ دانش آموزان و معلمان پس از مدتها کلنجار رفتن با کرونا و باز و بسته شدن مدارس بالاخره مدارس باز شد و گام در کلاسها نهادند .
انشاالله که این سال تحصیلی بر همه مشتاقان علم و آگاهی مبارک و سالی سرشار از درک و آگاهی فهیمانه با تغییر اساسی در اصول و نحوه آموزش همگام با شیوه جهانی باشیم تا شاهد نسلی دور از پذیرشهای کورکورنه با ظرفیت بالایی از آگاهی و علم و قدرت پذیرش نظرات و ابداعات روز باشیم
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره
برچسب ها: مدارس , دانش آموزان , آگاهی , آموزش
نقشه شهرضا در سال 1353 با کیفیت مناسب که توسط مرکز آمار ایران سازمان برنامه و بودجه ترسیم گردیده است .
برای بزرگنمایی روی عکس کلیک نمایید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , قمشه , تاریخ شهرضا , نقشه شهرضا
روی عکس کلیک کرده و تصویر را بزرگتر ببینید
توضیح این تصویر که در سایت نگارستان موجود است بدین شرح میباشد
توضیح نگارستان: این سند برگرفته از سفرنامه ژان شاردن است که در حدود سالهای ١۶۶۵ تا ١۶٧٧ میلادی در ایران حضور داشته است
*****************************************************
برداشت اول :
با توجه به این تصویر و با توجه به کوه های موجود در عکس می توان برداشت کرد که از کنار کوه دامزاد یا دملا تصویر دیده و کشیده شده (گرچه چند کوه اضافی در آن دیده میشود ) در این صورت امامزاده شاهرضا از دور نمایان است و منازل شهر در ضلع غربی شهرضای کنونی یعنی دامنه کوه شتری بوده است و هیچ خانه و ساختمانی در مکان فعلی شهرضا نبوده و مردم به طور پراکنده در قلعه های اطراف زندگی می کردند . در این بین آنچه بیش از همه جلب توجه میکند برجهای کبوتری است که در همه منطقه به صورت سالم و یا مخروبه دیده میشود .
برداشت دوم :
شاید نقاش منظره را از مجاور کوه شاهرضا دیده و کشیده است که در آن صورت بقعه امامزاده موجود در عکس متعلق به زیارتگاه سیده خاتون و شاید هم منظور نقاش مسجد جامع قمشه است که تقریبا نزدیک کوه دامزاد است . کوه های دورتر در تصویرهمان کوه آبدروغزن مجاور سروستان میباشد و منازل دست چپ تصویر در محل صحرای قدیمی شریف آباد شهرضاست که تا جند دهه قبل باقیمانده حمام و خانه های قدیمی در آن موجود بوده است .
با توجه به یکی شدن رودخانه از جهات مختلف گرچه برداشت اول صحیح است اما این برداشت به واقعیت بیشتر نزدیک است . اما آنچه مهم است اینکه منطقه شهرضا دارای آب و خاک مناسبی بوده که در قسمتهای مختلف افراد به صورت پراکنده ساکن بوده اند وبرج و بارویی در اطراف شهر دیده نمیشود احتمالا بعد از حمله محمود افغان به این نتیجه رسیده اند که همه در یک مکان یعنی مرکز این تصویر تجمع کرده و دور شهر را دیوار بلند با دروازه های گوناگون بناکنند شاید هم نقاش آن وقت چندانی برای تکمیل نقاشی و کشیدن منازل موجود نداشته و بعدا به صورت ذهنی آنچه را دیده بوده بر روی کاغذ آورده و به همین دلیل با واقعیت متفاوت است به هر حال این سند تاریخی به نام شهر قمشه در اواخر قرن هفدهم میلادی از سالهای 1665 تا 1677 میلادی در زمان شاردن ثبت گردیده است .
مصطفی جهانمردی شهریور 1400
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , قمشه , تاریخ شهرضا , عکس تاریخی
یک عکس و هزار خاطره
زمان خرداد 1359
مکان هونجان شهرضا
روزگاری که همه ملت با آرامش و بی دغدغه در کنار هم بودیم . و همه اینها سالم کنار هم بودند . اما جند ماه بعد از این عکس جنگ شروع شد و چندین نفر اینان به شهادت رسیدند . سمبل همه شان ایستاده توپ به دست شهید پنجعلی رئیس بگلو که چندین سال مفقود الاثر بود و بسیاری دیگرشان که از آزادگان شدند مانند سلیمان محسنی که کتش روی شانه و بر زمین نشسته بسیاریشان از جانبازان آن جنگ لعنتی هستند . اینان هر کدام امروزه سنی ازشان گذشته و دنیایی از غم و شادی را پشت سر گذاشته اند . این عکس بهترین عکس تمام دوره زندگی من است دوربین لوبیتل از دوازده عکس فیلم آخرینش بود که دوربین را روی زمین گذاشتم همه را که در قاب شیشه ایش دیدم ضامن تایمر را زدم و سریع سمت چپ عکس نشستم . صدای زیق زیق اتوماتیک دوربین در آمد و سپس تیلیک صدا داد . و یک عکس و هزار خاطره ثبت شد .
مصطفی جهانمردی مرداد1400

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , هونجان , دانش آموزان , شهدا
برای دیگران
چه زیباست با ایثار خود برای دیگران تلاش کنیم و شادی خود را در شادی و سلامتی دیگران بیابیم .
تقریح و نشاط و ورزش از ملزومات زندگی خصوصا برای بازنشستگان است . ولی متاسفانه بازنشستگان ما روی این موضوع توجه چندانی ندارند و گاهی دیگران باید این انگیزه را ایجاد کنند .
مرحوم محمد حسین صهبا چند سال قبل از وفاتش برای سانسهای شنا در استخر دریا و استخر دانشگاه آزاد شهرضا جهت استفاده بازنشستگان خیلی پیگیری و تلاش کرد و حتی در جلسه ای که با ایشان به حضور فرماندار وقت رسیدیم سانسی را از استخر دریا جهت بازنشستگان رایگان در اختیارمان دادند.
نکته جالب اینکه با وجود تبلیغ بسیار رودر رو و در دنیای مجازی در آنسال تعداد انگشت شماری از این طرح استفاده میکردند . مرحوم محمد حسین صهبا از میان ما رفت ولی خاطره تلاش وی در جهت رفاه حال بازنشستگان در خاطره ها باقیست روحش شاد
مصطفی جهانمردی مرداد 1400

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , بازنشستگان , بازنشستگان شهرضا , ورزش
زیر پل خواجوی اصفهان میعادگاه خوانندگان در همه زمینه ها خصوصا سنتی است در این مکان همیشه خوانندگانی را می بینید که در حال تمرین آواز و شاد کردن دل مردمند اگر بگذارند !!!
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: اصفهان , موسیقی , موسیقی سنتی , آواز پل خواجو
زندگی نامه حکیم اسدالله
اسدالله بن جعفرقمشه ای معروف به حکیم اسدالله درحدود سال 1297هجری قمری متولدشد.
سیناخبر :شیخ اسدالله حکیم قمشه ای فرزندمشهدی جعفرازحکماوشاگردان حاج میرزانصرالله حکیم قمشه ای است.
وی پس ازتکمیل تحصیلات خوددرشهرضابه اصفهان مهاجرت نموده ودرمدرسه چهارباغ ساکن شد.
حکیم اسدالله حکمت وریاضیات قدیم وجدیدتدریس می نمودوانواع خطوط خصوصا شکسته راخوب می نوشت و زبان فرانسه را خود آموز فرا گرفته بود
وی دارای طبع شعربوده ودراشعاردیوانه تخلص می نمودوقسمتی ازاشعارش به چاپ رسیده است.ازتألیفات دیگراوکتاب علم الاشیاءاست که جهت محصلین مدارس جدیدتألیف نموده وبه چاپ رسیده است.
چندبیت ازاشعاراین عالم بزرگواربه شرح زیر است:
نیست یک ذره به جزمهرتواندردل ما گویی آمیخته با مهرتوآب و گل ما
به طواف حرم دوست روانیم ولی عشق دریاوعمل کشتی وغم ساحل ما
درپس زانوی غم تیره شبان بنشستم بوکه روشن شودازشمع رخت محفل ما
خوش هواییست درمیکده یارب که مباد جز که درساحل فرخنده او منزل ما
حکیم اسدالله در18ذیقعده سال 1334(1294شمسی)36 سالگی درعنفوان جوانی وفات یافته ودرتخت فولادجنب آخوندکاشی مدفون گردید.

موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , حکما , حکیم اسدالله , دیوانه
مختصری از زندگی مرحوم دکتر اسکندر فروزانفر
از فقاهت تا طبابت
به گزارش ایمنا، در دنیایی که ما زندگی میکنیم انسانهای زیادی را در اطراف خود می بینیم.
بسیار می شود که به سادگی از کنار آنها رد می شویم اما نمی دانیم که برخی از آنها دنیایی از سخن، تجربه و دانایی هستند.
با زندگی فردی آشنا می شویم که در محیطی فقیر و با بضاعتی اندک کار میکند به واقع کارستان. کشاورز زاده ای که شوق به تحصیل او را چنان مدهوش می کند که خاک را پای افزار و آسمان را دستار کرده به کانونهای علمی زمان می شتابد و تنها در پرتو تلاش و همت والا به مدارج عالیه علمی میرسد.
دکتر اسکندر فروزانفر در تاریخ ۲۴ بهمن ماه سال ۱۳۱۵ در جنوبی ترین نقطه شهرستان شهرضا در محله میران ته کوچه باجی به دنیا آمد.
وی متخصص کودکان و نوزادان، دارای بورد تخصص نیز هست. دکتر فروزانفر دروس حوزوی را تا مرحله قریب الآجتهاد نیز ادامه داده است در اصل دروس حوزوی و دروس دانشگاهی را در کنار هم تا مرحله تخصص گذرانده.
آنچه می خوانید حاصل گفت و گو با دکتر اسکندر فروزانفر به مناسبت روز پزشک می باشد.
از دوران طفولیت و کودکی خودتان بگویید.
به سال ۱۳۲۰ باز می گردیم. پدر من کشاوزر بود، از سن شش سالگی به حرفه پدر وارد شدم کار سخت کشاورزی و روزهایی که با مشقت می گذشت را هرگز فراموش نمی کنم.
در سن هفت سالگی پدرم به این شرط که صبح و عصر به کار کشاورزی بپردازم میتوانم روزی دو ساعت پیش از ظهر به مکتب بروم و درس بخوانم .
تحصیل را در کجا آغاز کردید؟
در تمام شهرضا و ۸۴ ده اطراف آن فقط و فقط یک نفر ملای مکتب بود به نام کربلای علی فارسی. سایق طی تحصیلات بر عکس الآن بود یعنی کسی که هیچ سوادی نداشت به کلاس ششم وارد می شد و وقتی فارق التحصیل می شد کلاس اول بود.
دروسی که می خواندیم حافظ، سعدی، قرآن و نوشتن عریضه و خط بود. هر روز ساعت پنج صبح با پدر به مزرعه می رفتم تا ساعت ۳۰/۹ بعد به مکتب می رفتم تا ظهر و دوباره از ظهر تا ساعت ۹ شب در مزرعه کار می کردم.
تحصیلات جدید را در کجا آغاز کردید؟
در سال ۱۳۲۴ پس از آشنایی پدرم با علی صهبا نوه آقا محمدرضا قمشه ای معروف به صهبا، ناظم مدرسه خیام آشنا شد توانستم به کلاس چهار ابتدایی راه پیدا کنم.
چون دروس قدیم می دانستم و از حساب و هندسه چیزی نمی دانستم مرا به کلاس دوم باز گرداندند و بدین صورت به مدارس جدید راه یافتم.
دروس حوزوی را چگونه خواندید؟
در سال ۱۳۲۹ وقوع حوادثی در زندگی و محیط اطراف من سبب شد تا به دروس حوزوی علاقه مند پیدا کنم و طلبه شوم. در سال ۱۳۳۰ بعد از دو یا سه ماه تحصیل تعریفهایی از حوزه علمیه قم شنیده بودم در این زمان ۱۲ یا ۱۳ ساله بودم که درس ۴۰ ساله را ۱۴ سال خواندم، و قریب به اجتهاد شدم.
چگونه شد که به دروس جدید علاقه مند شدید؟
درآن سالها آب قنات شهرضا خشک شده بود و زندگی کشاورزان بسیار سخت میگذشت. باید ماهی 100 تومان هم برای پدرم می فرستادم.
روزی در حجره انگشت سبابه من چرکین شد وقتی به مطب رفتم و نوبت به من رسید، سکرتر گفت «بروید و فردا بیایید» وقتی ابراز کردم که دستم بسیار درد می کند پزشک به من گفت «برو بمیر».
از اینجا ناگهان جرقه ای در وجود من زده شد و تصمیم گرفتم خود پزشک شوم در این زمان تقریبآ ۲۸ ساله بودم.
از نحوه ورودتان به دانشگاه بفرمایید؟
کتابهای سیکل اول و سپس سایر کتب دبیرستانی را تهیه کردم و چون میگفتند در حوزه امام زمان نباید دروس خارج از دین خواند به طور پنهانی آن کتابها را خواندم و در عرض دو سال و شش ماه دیپلم گرفتم.
روزی ۱۰۰ الی ۲۰۰ لغت حفظ می کردم تا اینکه در کنکور ورودی دانشگاه در سال ۱۳۴۰ در چهار دانشگاه مشهد، اهواز، تبریز و شیراز در رشته پزشکی پذیرفته شدم.
از این بین دانشگاه شیراز را برای تحصیل برگزیدم.
اوضاع اقتصادیتان رو به راهتر نشده بود؟ هنوز مشکلات باقی بود؟
من در اوج فقر وارد دانشگاه شدم ولی آنچه بود همت بالایی داشتم و عشق به تحصیل در من زیاد بود. روزها در شاه چراغ منبر میرفتم و قرآن می خواندم تا با درآمد اندک آن هزینه تحصیل خود را تامین کنم در همین سالها با خشک شدن قنات شهرضا و وخامت وضع خانواده مجبور بودم ماهی ۱۰۰ تومان هم برای پدرم بفرستم.
چه سالی دانشکده طب را به اتمام رساندید؟
در سال ۱۳۴۷ پزشک عمومی شدم یعنی دوره اول دانشکده طب را به پایان بردم، از اساتید ما پروفسور توماش بودند. بعد از اتمام دوره عمومی در همان دانشگاه استادیار شدم و ماهیانه سه هزار تومان حقوق دریافت کردم. از سال ۱۳۴۰تا ۱۳۴۷ هم در دانشگاه شیراز بورد تخصصی کودکان و نوجوانان را اخذ کردم.
خاطراتی از آن دوران به یاد دارید؟
من پس از قبولی در دانشگاه شیراز شهریه ورودی را نداشتم این مبلغ دو هراز و ۴۰۰تومان می شد. نهیتا با میانجی گری و راهنمایی پروفسور دانا حائری توانستم در دانشگاه ثبت نام کنم.
از اساتید بنام که در محضر آنها تلمذ کرده باشید می توانید افرادی را نام ببرید؟
بله، دکتر رضا قریب برادر دکتر محمد قریب از اساتید من بودند که تا حدود سال قبل هم با ایشان رابطه داشتم. دکتر امیرحکیمی و دکتر طاهرنیا هم از دیگر اساتید ما بودند.
اگر در پایان سخنی دارید بفرمایید؟
ببینید من در اوج سختی و مشقت خود را از بند رنجها رهاندم و به واقع با دست خالی درس خواندم. زمانی که من پزشک شدم حتی پدرم نمی دانست که من پزشکم حالا مقایسه کنید با والدین امروزی که چگونه به فرزندان خود رسیدگی می کنند و به جوانان می گویم هیچ چیزی توجیه درس نخواندن و تلاش نکردن نیست باید درس خواند و خدمت کرد امکانات تنها میتواند کار را سرعت دهد./
دکتر اسکندر فروزانفر در تاریخ بیستم آذر ماه نود و نه در اصفهان بعلت بیماری کرونا دار فانی را وداع کرد و در امامزاده شاهرضا ی شهرضا به خاک سپرده شد.
خاطره این مرد پر تلاش و پزشک آگاه جاودانه است روحش شاد و یادش گرامیباد .





موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , دکترفروزانفر , اسکندرفروزانفر , پزشک
با دانش آموزان و دبیران خوب دبیرستان سما شهرضا سال 95_94





موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , خاطرات , دبیرستان سما , آموزش و پرورش شهرضا
عکسهایی از دبستان آیت الله غفاری شهرضا دهه هفتاد
کودکانی که امروز از جوانان این مرز و بومند و تجربیات زیادی را پشت سر گذاشته اند
مدیر وقت مدرسه آقای آقاسی بودند




موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , مدرسه , مدرسه آیت الله غفاری , آموزش و پرورش شهرضا
درگذشت استاد شجریان
نامهربانی مهر ۹۹ دامنگیر موسیقی اصیل ایران زمین شد و اسطوره و قهرمان این عرصه
استاد #محمدرضاشجریان در اثر سرطان مارا وداع کرد و از بین ما رفت.
هرچند او از دوستان طرفدارش جدا نشدنی است و در آسمان هنر جاودانه است .
سال ۵۴ اولین بار با اجرای برنامه جشن هنر کنار حافظیه در آن سال که از تلویزیون سیاه و سفید دیدم جذب صدای گرم او شدم گرمایی که هیچ گاه به سردی نگرایید و روز به بروز بر آن افزوده شد و نوار های کاستش همسفر دایمیم بود .چه آن روز که صد بار نوار را به اولش میبردیم تا دو باره بشنویم و چه اکنون که با شنیدنهای مکرر لذت شنیدن نوایش بیشتر میشود همیشه حس زیبانگری خاصی با صدایش می بخشید .
بزرگمرد موسیقی ایران روحت شاد
مصطفی جهانمردی ۱۷مهر ۹۹

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شجریان درگذشت , استاد شجریان , محمدرضاشجریان , موسیقی اصیل
یکی میاد یکی میره این رسم سرنوشته
و عکسی به یادگار با دو همکار بزرگوار
آقایان #سیدمهدی_فاطمی و #احمدملکیان دو تن از فرهنگیان #شهرضا که مدت زمانی هر کدام سکان کشتی آموزش و پرورش شهرضا در دستشان بود . و جز نیکی و خاطرات خوش چیزی دیگری از آنان بیاد ندارم هر جا هستند به سلامت باشند .
این مسند های اداری و شغلی فقط راهیست که خدا برای اندازه گیری ظرفیت ها سر راه افراد میگذارد هر کس در هر جایگاهی قرار دارد شاید گاهی افرادی را زیر دست خود داشته باشد از رئیس جهمور تا وزیر و مدیر کل تا یک کارگاه و کارخانه کوچک و حتی بنایی که روزانه چند کارگر را باید مدیریت کند و خیلی مشاغل کوچک که با تلاش چند نفر انجام میشود . فرقی نمیکند همه اینها جاودانه نیست و تاریخ مصرفش زود تمام میشود فقط خوش به احوال کسانی که در سمتهای خود جز خاطره نیک چیزی به یادگار نگذاشته اند.
#مصطفی_جهانمردی

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , آموزش و پرورش شهرضا , مدیریت , ریاست
جهل
از ماشین شاسی بلندش که تازه از کمپانی خریده بود پیاده میشود با سر و وضعی که حاکی از همراه بودن با مد روز است . کنار درخت می آید تکه پارچه ای را که تازگی از پیراهن گران قیمت تازه دوخته اش زیاد آمده از کیفش در می آورد . سر بر درخت می گذارد و بعد از کمی مکث طبق عادت کودکیش پارچه را به درخت گره می زند . شاید زندگی از هم پاشیده اش را درخت سر و سامان بدهد .

موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , فرهنگ , خرافات , جهل
شاهرضای شهرضا دهه 70
سالهایی که هنوز آرامگاه های بالای صحن ها وجود داشت معروفترین آنها آرامگاه نواب بود که مراسم ترحیم فوت شدگان آنجا گرفته میشد
روزگاری که مزار شهدا را خانواده ها اینگونه می پسندیدند و شکلی متفاوت داشت مزار اصلی شهید همت در امامزاده شاهرضا (مزار شهید همت در تهران نمادین است وی در اینجا یعنی شهرش مدفون است )

شاهرضای شهرضا دهه 70 از کوه مجاور آن
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , میراث فرهنگی , شاهرضا , شهید همت
مرکز تربیت معلم حکیم الهی قمشه ای شهرضا
این مرکز اوایل دهه هفتاد در شهرضا با ریاست مرحوم حاج آقا منیرالدین ملکیان و معاونت آقای حاج مصطفی کافی در شهرضا جهت آموزش یک دوره از مربیان پرورشی تشکیل و حدود صد نفر از جوانان شهر های مختلف استان اصفهان در آن حضور داشتند بنده و آقای حاج ابراهیم یوسفیان سرپرستی خوابگاه را به صورت شیفت بر عهده داشتیم . بنده سالها از دوستان خبری نداشتم تا اینکه از برکت دنیای مجازی کانالی در تلگرام دوستان تشکیل دادند و پس از بیست و شش سال از حال و روز هم خبر دار شدیم این چند عکس قسمتی از خاطرات آن سالهاست که از ارسالی های این دوستان است . هر کدام از این جوانان عزیز امروز در سمتهای کلیدی آموزش و پرورش استان اصفهان در حال انجام وظیفه اند . برای تمامی این دوستان عزیز و خانواده محترمشان آرزوی توفیق و سلامتی می نمایم .
مصطفی جهانمردی تیر ماه 99







موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , دانشجو , خاطره , تربیت معلم
مجازی و حقیقی
با رونق گرفتن دنیای مجازی خیلی از حقایق از حقیقت خود به دور مانده است و تشخیص واقعیت ها و غیر واقعی ها از یکدیگر مشکل شده است جملات بسیاری وجود دارد که آن را به استادان بزرگ یا هنرمندان معروف نسبت می دهند در صورتی که چنین جمله ای از آنان نمیباشد و برای خواننده مطلب شناخت نویسنده اصلی جملات مشکل است گاهی شعری را به شاعری نسبت می دهند که هیچگاه در این زمینه و سبک شعری نسروده است نحوه شعر نشان می دهد که ناشیانه گفته شده و ربطی به آن شاعر معروف ندارد اما برای مشتری دار کردن مطلب آن را به یک شاعر یا دانشمند یا هنرمند نسبت می دهند .
سالهای سال حتی قبل از حضور در دنیای مجازی از چندین دهه قبل نامه ای در کتابها و مجلات چاپ می شد که تیتر آن عبارت بود از
( نامه چارلی چاپلین به دخترش )
ولی بعد از سالیان سال مشخص شد که این نامه توسط یک نویسنده ایرانی در جراید چاپ شده بود ولی به علت زیبایی و با محتوا بودن مطلب آن را به چارلی چاپلین نسبت دادند به هر حال مطلب خوب را هرکه نوشته باشد فرقی نمی کند برای مخاطب که نویسنده اش کیست چون مخاطب احساس کند که مطلب مورد نظر دلنشین و لذت بخش است و از خواندنش خوشحال می شود.
به تازگی نامه بسیار زیبا و درس آموز در کانالهای مجازی مشاهده شد که آن را به یک زن زمان قاجار نسبت داده بودند .نامه را برای شوهرش که در اروپا تحصیل میکند نوشته و فعلا در کتابخانه ای در یزد موجود است که واقعیت چیز دیگریست .
بنده هم مثل اکثر علاقه مندان این مطالب به دلیل زیبایی نگارش سبک و سیاق صد سال پیش به این گمان بودم که نامه متعلق به آن سالهای دور است در صورتی که نامه قسمتی از یک کتاب است که نویسنده در کتابی به نام پریدخت مرقوم داشته است و میتوان آنرا اینترنتی خرید .
گمان اکثریت در واقعی بودن نامه بود که این از هنر نویسنده زبر دستش میباشد .
نباید انکار کرد که علت نگارش خوب این نویسنده محترم آنست که وی نامه های آنزمان را بسیار خوانده است و با تلفیق جملات نامه های آن روزگار چنین نامه زیبایی را نگاشته است .
متاسفانه گاهی بعضی افراد در دنیای مجازی بصورتی بی رحمانه مردم را به بازی میگیرند گاهی به عمد ولی خیلی ها هم به صورت سهوی بوده فقط قصد بر اشاعه یک فرهنگ یا رفتار خاص می باشد جای خوشبختی است که اکثر این نامه های منتسب به افراد دیگر حاوی مطالب آموزنده و دلنشین است مسلم است
کسی جملات ناشایست و ناروا را به افراد معتبر نسبت نمیدهد بلکه به جهت اشاعه آن مطلب و تحریک خواننده مطالب ناب و گزیده به افراد خاص منسوب میکنند و این مطالب گاهی آنقدر دست به دست می گردد که کسی متوجه نمیشود اصل قضیه چه بوده و حقیقت در بین نوشته های موجود در دنیای مجازی گم می شود خواننده به خیالش نمیگنجد نویسنده اصلی چه کسی می باشد این اشتباه قبلاً نیز در اشعار و مطالب گذشتگان نیز وجود داشته است به نحوی که هنوز شاعر بعضی از اشعار قدیمی به درستی معلوم نیست.
در هر حال نامهای که به نام بانوی عهد قاجار مدتیست منتشر شده از کتاب پریدخت آقای حامد عسکریست که متنش زیبا و دلنشین ست و به همین جهت این متن سرشار از مهربانی و لطافت مدتی است در دنیای مجازی مورد توجه قرار گرفته است.
مصطفی_جهانمردی شهرضا
قسمتی از نامه یک زن قاجار به شوهرش از کتاب پریدخت نوشنه حامد عسکری که در دنیای مجازی به شکل دیگری معرفی شده بود
💎بسم المعطّرٌ الحبیب
تصدقت گردم، دردت به جانم، من که مُردم وُ زنده شدم تا کاغذتان برسد، این فراقِ لاکردار هم مصیبتی شده. زن جماعت را کارِ خانه وُ طبخ وُ رُفت و روب وُ وردار و بگذار نکُشد، همین بیهمدمی و فراق میکُشد. مرقوم فرموده بودید به حبس گرفتار بودید، در دلمان انار پاره شد. پریدُخت تو را بمیرد که مَردش اسیر امنیهچیها بوده و او بیخبر، در اتاق شانهٔ نقره به زلف میکشیده.
حی لایموت سرشاهد است که حال و احوال دل ما هم کم از غرفهٔ حبس شما نبوده. اوضاع مملکت خوب نیست؛ کوچه به کوچه مشروطهچی چنان نارنجهایی چروک و از شاخه جدا بر اشجار و الوار در شهر آویزانند وُ جواب آزادیخواهی، داغ و درفش است وُ تبعید و چوب و فلک. دلمان این روزها به همین شیشهٔ عطری خوش است که از فرنگ مرسول داشتهایدُ شب به شب بر گیس میمالیم.
سَیّد محمود جان، مادیان یاغی و طغیانگری شدهام که نه شلاق و توپ و تشر آقاجانمان راممان میکند و نه قند و نوازش بیگم باجی. عرق همه را درآوردهام و رکاب نمیدهم، بماند که عرق خودم هم درآمده. میدانید سَیّدجان، زن جماعت بلوغاتی که شد، دلش باید به یکجا قُرص باشد، صاحاب داشته باشد، دلِ بیصاحاب، زود نخکش میشود، چروک میشود، بوی نا میگیرد، بید میزند. دلْ ابریشم است.
نه دست و دلم به دارچیننویسی روی حلوا و شُلهزرد میرود، نه شوق وسمه وُ سرخاب وُ سفیدآب داریم. دیروزِ روز بیگم باجی، ابروهایمان را گفت پاچهٔ بُز. حق هم دارد، وقتی که آنکه باید باشد و نیست، چه فرق دارد پاچهٔ بُز بالای چشممان باشد یا دُم موش و قیطانِ زر.
به قول آقاجانمان؛ دیده را فایده آن است که دلبر بیند. شما که نیستید وُ خمرهٔ سکنجبین قزوینی که باب میلتان بود بماند در زیرزمین مطبخ و زهرماری نشود کارخداست. چلّهها بر او گذشته، بر دل ما نیز. عمرم روی عمرتان آقا سَیّد، به جدّتان که قصد جسارت و غُر زدن ندارم ولی به واللّه بس است، به گمانم آنقدری که در فالکوتهٔ طب پاریس طبابت آموختهاید که به علاج بیماری فراق حاذق شده باشید، بس کنید، به تهران مراجعت فرمایید وُ به داد دل ما برسید، تیمارش کنید وُ بعد دوباره برگردید. دلخوشکُنکِ ما همین مراسلات بود که مدّتی تأخیر افتاد وُ شیشهٔ عطری که رو به اتمام است. زن را که میگویند ناقصالعقل است، درست هم هست؛ عقل داشتیم که پیرهنتان را روی بالش نمیکشیدیم وُ گره از زلف وا کنیم وُ بر آن بخُسبیم. شما که مَردید، شما که عقلتان اَتّم وُ اَکمل است، شما که فرنگ دیدهاید وُ درس طبابت خواندهاید، مرسوله مرقوم دارید و بفرمایید این ضعیفهٔ ناقصالعقل چه کند.
تصدقت پریدُخت
بوسه به پیوست است.
📚پریدخت، مراسلات پاریس طهران
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره
برچسب ها: شهرضا , کتاب , پریدخت , دنیای مجازی
تاپو و تاپو چی
این دو کلمه یا به عبارتی دو وسیله " عضو جدایی ناپذیر خانه های قدیم شهرضا بود . که البته در سایر شهر های کشور نیز از آن استفاده می کردند . تاپو در اصل یک سیلوی خانگی بودکه گاهی ارتفاع بالای دو متر داشته است این مخزنها را با گل درون زیر زمینها و انباریها می ساختند . و سازه آن شبیه تنور های گلی بوده است .
از آنجاکه تنها خوراک ثابت مردم نان بود . در آن دوران با وجود جنگ و قحطی و نا امنی ها خانواده ها بالاجبار خوراک مورد نظرشان را در خانه ها نگهداری میکردند . به گونه ایکه هم از شر حیوانات موذی و دشمنان در امان باشد و هم مقدار و نحوه مصرف را بتوانند تا رسیدن به فصل برداشت کنترل نمایند .
برای خراب نشدن گندمها و غلات ذخیره شده در تاپوها به طور مرتب از سوراخ پایین آن بر میداشتند و از بالا روی غلات مبریختند تا جابجایی صورت گیرد و غلات مورد نظر فاسد و خراب نشود . این تاپو ها به نسبت وضع مالی خانواده ها و نوع استفاده ای که می کردند اندازه شان متفاوت بود .
تاپو های کوچکی در آن روزگار بود که به آن تاپوچی میگفتند . که از آن جهت نگهداری نان استفاده می شد و به آن تاپو نونی میگفتند و نان خود را برای مدتی در آن نگاه میداشتند . اما تاپوچی های دیگری هم بود که نحوه استفاده اش برای نگهداری غلات و نان نبود بلکه آن روزگار مادر ها موقع قالیبافی و کارهار روز مره در آن کودکان را می گذاشتند . کودک قرار گرفته در تاپوچی در آن محدوده کوچک گلی گاهی می ایستاد و گاهی می نشست و هیچ راهی برای فرار از وضعیت موجودش نداشت .
او اجبار به تحمل آن موقعیت داشت نا بزرگتر ها به کار خودشان برسند و از طرفی چون پوشک های امروزی هم در کار نبود وضعیت گاهی به گونه ای غیر قابل تحمل بودار می شد اما دو باره فردای آن روز روز از نو و روزی از نو.
لاقل روروک های امروزی کودکان قابلیت جایجایی دارد و درست مثل زندگی امروزی که دائم در حال پویش و جابجاییست کودک امروزی در روروکش در حال تکاپوست بر عکس کودکان قدیم که یا درون قنداق اسیر بودند و یا درون این تاپو چی ها روز ها ی زیادی عمر را طی می کردند که این مقایسه وضعیت کودکان زمان دیگری را میطلبد .


نمونه تاپو های قدیمی در روستای سولار شهرضا
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , میراث فرهنگی , تاپو , تاپوچی
یاد استاد رحمت الله جهانمردی عموی عزیزم
یکشنبه 10 فروردین 99 بود روزی از روز های لطیف بهاری روزی که بارش زیبای باران طراوت خاصی به این هوای لطیف می داد . همچون سایر مردم همه تن در لاک خانه های کرونا زده خویش فرو برده بودیم و در این روز های سرد و خشک کرونایی دلخوش به این باران و لطافتش بودیم . اما افسوس که دست قهر طبیعت سر لجاجت داشت و شاخه تنومندی از درخت خانواده مان را با طوفان قهرش بر زمین افکند . تا حس کنیم خانواده هایی که این روز ها عزیزی را در تنهایی و غربت به خاک میسپارند چه حالی دارند .
در گروه خانوادگی دنیای مجازی دیدن خبر فوت ناگهانی عمویم استاد رحمت الله جهانمردی همه خانواده را در بغض غم فرو برد . غمناکتر آنکه مطلع بودیم کسی حق جابجایی و سفرندارد . از طرفی خانواده ایشان در شهر اصفهان و ما در شهرضا ساکنیم و در اصفهان فقط فرزندانش حق حضو برای تدفین دارند
مرحوم استاد رحمت از پیشکسوتان ورزش باستانی شهرضا و اصفهان بود و چند دهه بود که در اصفهان ساکن بودند و از معمار های سرشناس و معتبر شمرده می شد . هفت تن از هشت فرزندش در کسوت مقدس معلمی خدمت میکنند . خوش خلق و مهربان بود .و هیچ کس کوچکترین رنجشی از او بر دل نداشت . یاد و خاطره اش جاودان باد


مرحوم عمویم استاد حاج رحمت الله جهانمردی

استاد محمد علی بزمی و استاد محمد علی جهانمردی واستاد رحمت الله جهانمردی و داماد ها و فرزندش در مراسم سالگرد شهید حاج سیف الله حیدرپور در شاهرضای شهرضا

از راست مرحوم استاد حاج رحمت الله جهانمردی و مرحوم حاج فضل الله رضایی پدر عیالم و مصطفی جهانمردی
تیر ماه 61 مراسم عقد من
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , اصفهان , معمار , استاد رحمت الله جهانمردی
کرونا و بیداری
وقتش رسیده خیلی از مردم دنیا که نسبت به دردهای دیگران بی توجه بودند درد بی همزبانی همنوعان را لمس کنند. درد بسیاری از مردم رنج دیده دنیا .
گرچه #کرونا باری بر دوش فقرا شد ولی پس لرزه اش همه مردم دنیا را تکان داد .
کودکان بسیاری از فقر غذایی و بی سرپناهی رنج می برند از این که آیا تا فردا زنده اند یا نه. و آیا فردا چه میشود ؟
ایکاش در این ایام ما انسانها به خود بیاییم . ودیگرشاهد این همه تبعیض و اختلاف طبقاتی نباشیم. در دنیایی که روزانه چندین هزار کودک از گرسنگی میمیرند. چندین هزار کودک سر بر سنگفرش پیاده رو میسایند . میلیونها نفر سرپناهی برای زندگی ندارند و با وجود داشتن بنیه و استعداد ذاتی از فقر و بیکاری برای پیدا کردن یک لقمه نان به هر دری میزنند و با کمترین ها در زندگی قناعت میکنند.
امیدواریم #کرونا ما را به خود بیاورد.
اگر باور کنیم که دیگران هم روی این کره خاکی حق حیات دارند از خود پسندی ها و تحقیر دیگران دست برمیداریم .
حال که مردم از بیم جان سر به لاک فروبرده و خانه نشین شده فرصت مناسبی ست برای تفکر و پالایش اندیشه هاو زدودن نازیباییهای این کره خاکی .
#مصطفی_جهانمردی
کانال تلگرام @jahankhatere

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , کرونا , فقر , تبعیض
نوروز 99 مبارک باد
هر سال دریغ از پارسال این خصلت ما آدمهاست شاید هم ما ایرانیا هر نوروز که میشه با گلایه از سال قبل خدا حافظی میکنیم و میگیم الهی بری و بر نگردی . بر نگشتنش که حتمی است این دیگه از اون حرفاست که میگیم بری و بر نگردی .
چون هیچ دور و زمانی برگشت نداره و غیر ممکن است ولی سال 98 از اون سالای عجیب و غریب بود که در این کشور دایم الدروغ و دایم العزا از زمین و هوا " فضا پر بود از عزا .
پس بهتره که از ته دل بگیم سال 98 الهی بری و بر نگردی . هرچند قدم نحس کرونا فضای کشور ما و جهان را در ادامه سال 98 تا مدتی گرفته و غم آلود کرده و میکند ولی آرزو میکنیم پس از طی این مرحله از بد یمنی ها به یمن ناصداقتی ها شاهد روز های خوبی باشیم و سال آینده دو باره نگیم دریغ از پارسال .
پس مدتب در خانه مبمانیم و به امید روز های روشن وایام خوش "برایتان سال خوب و پراز نشاط و راستی و با صداقتی را آرزو میکنم .
مصطفی جهانمردی نوروز 99


موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , نوروز , کرونا , صداقت
کرونا
می رسد هر دم ز هر سو یک بلا
هر کسی باشد به دردی مبتلا
ما تو را کم داشتیم ای کرونا
از چه وارد گشتی از چین بی هوا
ای کرونا نیست اینجا جای تو
راه دیگر گیر از اینجا برو
چون اسیر سیل و طوفانیم ما
دائماً درگیر بحرانیم ما
راحتی گویی بود بر ما حرام
لا مروت اهل ایرانیم ما
ای کرونا نیست اینجا جای تو
راه دیگر گیر از اینجا برو
ما به همراه غذا سم میخوریم
جای سوپش حسرت و غم می خوریم
روغن پالم و سموم مختلف
صبح و ظهر و شب دمادم می خوریم
ای کرونا نیست اینجا جای تو
راه دیگر گیر از اینجا برو
ذرت آلوده اینجا زان ماست
از برای خوردنش شوری بپاست
بس که پالم و سم و هورمون خوردهایم
با سلامت معده مان ناآشناست
ای کرونا نیست اینجا جای تو
راه دیگر گیر از اینجا برو
زندگی مصنوعی و کوکی شده
استخوانها عارضش پوکی شده
آنفولانزا گاوی و مرغیش رفت
تازگیها نوبت خوکی شده
ای کرونا نیست اینجا جای تو
راه دیگر گیر از اینجا برو
ما در اینجا بس گرانی دیده ایم
بس عذاب آسمانی دیده ایم
سکته می بارد ز دیوار و درش
سیرقیمت کهکشانی دیدهایم
ای کرونا نیست اینجا جای تو
راه دیگر گیر از اینجا برو
شد پدربیکار و آنگه شرمسار
از گرانی و ز دست احتکار
کر شده گوش فلک از داد ما
هارت و پورت تو ندارد اعتبار
ای کرونا نیست اینجا جای تو
راه دیگر گیر از اینجا برو
پیش مرگ و میر با گرد و غبار
زلزله دیگر ندارد اعتبار
سیل و طوفان آید از راهی دگر
جمله ی کشور به بی آبی دچار
ای کرونا نیست اینجا جای تو
راه دیگر گیر از اینجا برو
مصطفی جهانمردی شهرضا اسفند ۹۸
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره
برچسب ها: شعر , کرونا , ویروس کرونا , طنز
پارک سایه شهرضا
ا


این تک درخت تنها باقی مانده پارکی است که آن را پارک سایه می نامیدند این پارک در مجاور امامزاده شاهرضای شهرضا قرار داشت و در تمام طول سال میزبان مسافرانی بود که خسته از راه می رسیدند و در زیر سایه درختانش می آرمیدند .متاسفانه در سال های اخیر نابود شد تا به جایش پارکینگ بنا گردد .در صورتیکه پارکینگ را می شد آن سوی خیابان بنا کرد تا لااقل از پل هوایی مجاور آن که دارای پله برقی نیز می باشد استفاده گردد ولی متاسفانه پارک سایه قربانی بی تدبیریها شد تا مانند خیلی از چیزها در آینده برای کودکان همانند داستانی از آن یاد کنیم #مصطفی_جهانمردی #شهرضا
@jahankhatere کانال تلگرام
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , پارک سایه , شاهرضا , درخت
دره بادامی شهرضا
در مجموعه کوههای غرب شهرضا قرار دارد این دره و کوه دارای درختان بادام و انجیر کوهی به طور پرااکنده میباشد که روزگاری در آنجا زغال محلی تهیه می شده است و آثار چاله های تهیه ذغال هنوز باقیست .امروز ۲۴ آبان ۹۸ به همراه گروه همیاران طبیعت سحرگاهان بدان سو رفتیم .
صبحگاهی که خبر اعلام نرخ بنزین ۳۰۰۰ تومانی خبر خوشی در این صبح زیبا نبود چون پیامد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی سختی برای ملت دارد ولی خورشید طلوع زیبای خودش را با زیبایی و متانت همیشگیش به رخ کشید .



موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , دره بادامی , گردشگری , کوه
خاطراتی با طعم خوش انارروستای شاه سید علی اکبریکی از روستاهای گردشگری و زیارتی شهرضاست . که به دلیل داشتن درختهای انار با کیفیت عالی شهرت دارد مردم شهرضا از قدیم جهت زیارت و تفرج چند روزی از سال را در خانه های قدیمی این روستا به سر می بردند. این گردش بیشتر در ماه های پاییز و خصوصاً در مواقع عزاداری اربعین و ۲۸ صفر صورت می گرفت .مسیر حرکت مردم شهرضا از کنار روستای جرم افشار و حاشیه رودخانه فصلی به طرف این روستا بود. در حین عبور از این مسیر که بیشتر پیاده صورت میگرفت به گفته قدیمیها درختی بود که به آن درخت بابا اشکی می گفتند. مردم در گذشته برای ادای حاجت تکه پارچه ای به آن می بستند و به همین دلیل درخت پر از پارچه های گره خورده بود . در مسیر شان از داخل روستای روستای اسفه که محل زندگی شهید مدرس در ایام کودکی بوده است عبور میکردند امروزه به خاطر کنار گذر از کنار روستا میگذرند.پس از رسیدن به روستا افراد خانواده و اقوام دو اتاق یا بیشتر در خانه های قدیمی این روستا اجاره می کردند تا بتوانند چند روزی را در آن بمانند مردها در یک اتاق و زنها در اتاق دیگر ساکن شدند روزها به زیارت میرفتند و شب را زیر سوسوی نور چراغ موشی و چراغ بادی به بازی های آن دوران مثل طرنه بازی و شاه و وزیر طی میکردند . زنها هم طبق روال همیشگی دور هم جمع میشدند و از هر دری سخنی میگفتند و روی زانوانشان رویه گیوه میبافتند .یکی از مکانهایی که حضور در آن را واجب می دانستند غار کوچکی است که در کنار این روستا قرار داردو کوه مرغاب نامیده میشود و اعتقاد خاصی به آن دارند .هنگام غروب آفتاب گرم پاییزی بر دامنه کوه در حاشیه آن می نشستند به خوردن انار های شاه سیدعلی اکبر میپرداختند . خوشبختانه این رسم هنوز برجاست و رفتن به این مکان بین مردم رایج است اما چون رفت و آمد راحت شده است کسی در آنجا اسکان نمی کند و به گشت وگذاری چند ساعته و نشستن موقت اکتفا می کنند .سفر خوبی داشته باشیدمصطفی_جهانمردی ۹۸


موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , گردشگری , زیارت , انار
گرد هم آیی و تشکیل جلسه انجمن ادبی استاد آشفته شهرضا تابستان 98 در خانه بومگردی هاکان در روستای زیارتگاه شهرضا

آقای دکتر #ذوالفقاری


بقیه عکسها را در ادامه مطلب دنبال کنید
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , هاکان , انجمن ادبی استادآشفته , روستای زیارتگاه_گردشگری
ادامه مطلب
حمام بازار شهرضا
در حاشیه بازار قدیمی شهرضا ساختمان متروکه ایست که روزگاری حمام بازار بوده و مورد استفاده بازاریان و اهالی محل قرار می گرفته است . نوع مصالح و نوع ساخت حاکی از یک قدمت چند صد ساله دارد . در سالهای اخیر گویا فرد یا افرادی جهت بازسازی و تبدیل آن به زورخانه پا در میان گذاشته اند ولی بدلایلی کار را نیمه تمام رها کرده اند . هر چند نوع بازسازی کارشناسی نشده بوده است ولی میتوان با همراهی مسئولین شهر و سرمایه گذاری علاقه مندان فرهنگی آنرا به نحو احسن باز سازی کرد و اصلح است به شکل حمام و با عنوان یک موزه مردم شناسی در حاشیه بازار از آن استفاده کرد.
ولی به هر عنوان دیگر خواه ورزشی یا فرهنگی یا اقتصادی تفریحی باید آن را از این حالت نجات داد
انشاءالله با همراهی و همکاری دست اندر کاران شاهد تحولی در امر میراث فرهنگی شهرضا باشیم .



موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , ورزشی , فرهنگی , زورخانه
دبیرستان حاج ناصر رضایی شهرضا
هرساله با تمام شدن سال تحصیلی کادر این دبیرستان همانند اکثر مدارس کشور روزی را در دامن طبیعت میگذرانند تا خستگی یکسال تلاش خویش را در این روز خاطره انگیز بدر کنند در این چند سال اخیر که این اردو ها باهمت دوست عزیز آقای علی هاشمیان برنامه ریزی میشد چند تن از بازنشستگان سالهای قبل این واحد آموزشی نیز دعوت به حضور در این گرد هم آیی میشدند و بنده از آن جمله بودم که بر خویش واجب میدانم در اینجا از کلیه عزیزان خصوصا آقای هاشمیان تشکر و تقدیر نمایم به امید آنکه این حرکت پسندیده الگوی بقیه سازمان ها و ادارات و مدارس قرار گیرد و بازنشستگان را در جمع خویش تکریم وهمراهی نمایند

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , آموزش وپرورش

بوی خوش کتاب درسی
انگار همین دیروز بودبا شوق و ذوق لای کتابهای نوی مدرسه را باز می کردیم وبو میکشیدیم و از بوی عطری که از ورقهای نوی کتاب به مشاممان می رسید بال در میآوردیم .
کتابهایی که بدون پرداخت هیچ هزینه ای در دوران ابتدایی مجانی تحویل مان می دادند و پشت آن نوشته بود این کتابها رایگان و خرید و فروش آن اکیداً ممنوع است .
بچه های مدرسه ابتدایی همه از فیض و برکت کتابهای رایگان ابتدایی بهره می بردند .ولی دردوره دبیرستان بابت تهیه کتاب مبلغی توسط خانواده ها خرج می شد. چون کتاب ها در دبیرستان رایگان نبود .
بعضی از دانش آموزان دبیرستان به جای خرید کتاب نو و دست اول کتاب های دست دوم دوستان و اقوام خود را که یک سال جلوتر بودند می گرفتند تا پولی بابت خرید کتاب ندهند. البته گاهی به طرف مقابل مبلغی پرداخت میکردند که در این حالت برای هر دو منفعت داشت دانش آموزی که کتاب خود را تمیز نگه داشته بود در آخر سال با فروش آن به دوست خود پولی دستش را می گرفت و دانش آموز دیگر که پول تهیه کتاب نداشت با پرداخت مبلغ اندکی و یا بدون پرداخت بابت سال بعد خود کتابش را تهیه میکرد این رسمی بود که بین دخترها و پسرهای آن دوران فراوان دیده می شد چه در شهر زندگی می کردند چه در روستا .
نوع مطالب کتاب ها هم به نوعی بود که تغییرات دیر به دیر صورت میگرفت .با وجود این کتاب ها دارای مفاهیم کلی و مفید برای دانش آموز و جامعه بودند. متاسفانه امروز به دلایل خاصی ماشاهد تغییرات مکرر کتاب های درسی هستیم .چون برای قشر خاصی لقمه های بزرگی در تهیه وچاپ و نشر کتابهای درسی است.
دیگر سنت پسندیده استفاده از کتابهای دست دوم در میان دانش آموزان دیده نمی شود وگویا نوعی کسر شان است امروزه ما شاهد و ناظر نسلی تجمل گرا و اهل اسراف هستیم.
برعکس آن همه شعاری که فقط برای صرفه جویی زبان می آوریم وگوش فلک را کر کرده است
روزگاری به جهت بهره وری از لوازم التحریر استفاده از دفترچه های نیمه تمام را درسال بعد ادامه می دادند و حتی اوراق سفید مانده بعضی دفترچه ها را به هم می دوختندو از ان به عنوان چک نویس تهیه میکردند.
انجام بعضی از کارها و آموزش آن از همین دوران دانش آموزی شروع میشود متاسفانه به خاطر منفعت طلبی و طمع ورزی ثروت اندوزان این تجارت بزرگ در امرچاپ و توزیع کتابها و چشم و همچشمی و شعار زدگی خانواده ها با توجه به وضع وخیم اقتصادی ما شاهد خرید میلیاردها تومان لوازم التحریری هستیم که بیشتربنفع چشم بادامیهاست واکثرا جنبه تجمل گرایی دارد.
امروزه حتی بچه ها از جلد کردن دفتر ها و کتاب هایشان عاجزند در صورتی که در گذشته دوختن و جلد کردن کتاب ها توسط خود بچه ها صورت می گرفت و بنا بر نیاز دست ها و ذهنشان به کار افتاده و خود به خود از آنها افرادی خلاق و مفید برای آینده تربیت می شد .
امیدوارم ذکر این مطالب موجب گردد بعضی سنتهای پسندیده گذشته زنده گردد. و دانش آموزانمان در کمک به اقتصاد خانواده کمی مراعات کنند و متولیان آموزش و پرورش هم مسئله تغییر مکرر کتابها را کنترل و دانش آموزان را در استفاده بهینه از کتابها ترغیب نمایند .
مصطفی_جهانمردی شهرضا
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , آموزش وپرورش , کتابهای درسی , دانش آموز












استاد شعر و پژوهش شهرضا آقای دکتر فضل الله ناظم ⬇️

موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , گردشگری , فرهنگ , مصطفی_جهانمردی _ چلچراغ
یلدای کهن در بازار نو سال ۹۷
نام برنامه شب یلدا در بازار شهرضا بود و چون این برنامه در بازارچه مسگرها که در گذشته آن را بازارنو مینامیدند اجرا شد برنامه به نام یلدای کهن در بازار نو نامگذاری شد .در آن جمعی از بازاریان و مسئولین شهر حضور داشتند ولی با توجه به اینکه با کمبود جا رو به رو بود فراخوان عمومی انجام نشد قصد این برنامه معرفی بیشتر این بازارچه و ایجاد انگیزه برای زنده کردن آن بود با نی برنامه دفتر بازآفرینی شهری محلات باغ ملی و بازار شهرضا بود که به نحو شایسته ای در روز بیست و هشتم آذر ۹۷ برگزار بنده در نقش مجری در این برنامه همکاری داشتم و شامل بر نامه های سخنرانی وشعر خوانی و شاهنامه خوانی و موسیقی بود که مورد استقبال همشهریان حاضر در جلسه قرار گرفت و بازتاب بسیار خوبی در سطح شهر داشت به امید روزی که همچنان شاهد پویایی و تحرک و نشاط در این بازارچه قدیمی باشیم .







موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , گردشگری , فرهنگ , بازارشهرضا
برای بزرگنمایی روی عکس ضربه بزنید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , مدرسه موسوی , چشمه علی همگین , اردو
این ماه دهمین سال تولد رسمی وبلاگ دلنوشته های یک بازنشسته جهانمردی است روزگاری که اینترنت خیلی مشکل تر از امروز وصل میشد هر چند امروزه با بی مهریهایم کمتر سراغت می آیم
ولی خوشحالم که محلی برای حضور دوستان خصوصا همشهری هاهستی و روزگاری متولد شدی که کمتر کسی توجه به وبلاگ و وبلاگ نویسی داشت قبل از تو وبلاگهای ساختم ولی به دلیل عدم آشنایی با حفظ و ادامه کار آنها را فراموش کردم ولی ماندی تا خاطره هایم ما برای دوستان ماندگار کنی الگویی باشی برای دوستان جوان دانش آموز برای وبلاگ نویسی که وبلاگ بعضی از آنان در پیوند وبلاگ موجود است هر چند این روز ها غریب افتاده ای ولی تولدت مبارک

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , دلنوشته های یک بازنشسته , جهانمردی
متاسفانه خیلی از همشهریانمان آشنایی چندانی با آثار و ابنیه تاریخی شهر ندارندو نه تنها خود بزرگتر ها نسبت به موضوع اهمیت نمیدهند بلکه به همین نسبت کودکان را نیز به دیدن و آشنایی با تاریخچه و فرهنگ و ابنیه شهر همراهی وترغیب نمیکنند . و این بسیار تاسف بار است . هر چند این یک درد کلی مملکت است و همه جا به چشم میخورد چنانچه اصفهانی و یا شیرازی های زیادی هستند که هنوز حتی داخل چهل ستون و عالی قاپو و یا تخت جمشید را ندیده اند .
ایجاد انگیزه توجه به میراث فرهنگی وظیفه فرهنگیان عزیز شهرمان است . اماکن زیادی برای بازدید دانش آموزان در شهرضا وجود دارد ولی توجه چندانی نمی شود . بازارچه قدیمی با چهارسوق و تیمچه ها و کاروانسراها و مسجد جامع و کسب و کار های روبه فراموشیش حرفهای زیادی براگفتن دارند . مساجد نو و خان و حاج عبدالحمید و عصار خانه گوشه دیگری از فرهنگ شهرمان است . کارگاه های هنری و سنتی قدیمی فراوان از جمله سرامیک سازی و کوزه گری در شهرضا وجود دارد که برای کودکانمان بسیار جالب و جذاب است . در اطراف شهر از کارخانه نوین و خانه مدرس در اسفه تا ده ها برج کبوتری ( که متاسفانه همه اش روبه غروب و ویرانی است ) و برای بیان زندگی یک قرن پیش مردم شهرضا و آشنایی با زندگی اجتماعی آنان مفید است . برای آشنایی بیشتر با اماکن قدیمی باید همشهریان بخصوص دانش آموزان از قلعه های روبه ویرانی دهک و مسینه و سولار وبقیه قلعه ها ی ضلع جنوبی شهر دیدار کنند .
به یاد داشته باشیم هیچ توریست و گردشگری برای دیدن ساختمانهای نوساز ما رغبت و علاقه ای ندارد مردم دنیا هزینه های سنگینی را متقبل میشوند تا از این سوی دنیا به تماشای مکانی که بوی خوش کاهگل گذشته را میدهد به آنسوی دنیا بروند . باید یاد داشته باشیم هر ساختمانی برای ویرانی و نوسازی مناسب نیست و گاهی باید از اماکن قدیمی قابل مرمت به جدیت مراقبت گردد . بناهای به جا مانده از گذشتگانمان دست یاریشان به سوی ما دراز است. کوتاهی کردن در این مقوله ضرر و زیانش به کودکانمان بر می گردد چون مرمت و باز سازی ابنیه تاریخی و حفظ و نگهداریش جذب گردشگر و رونق گردشگری و رونق اقتصادی و کار را در آینده در پی خواهد داشت
مصطفی_جهانمردی


موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , گردشگری , فرهنگ , مصطفی_جهانمردی
بگذشت بهار و وقت دی شد در تربیت این دو روزه طی شد
کلاس درس آقای #غلامرضاحمیدی
در جمع همکاران و دانش آموزان مدرسه راهنمایی تربیت شهرضا در دفتر مدرسه 1377
از چپ آقایان #دوالی #طباییان و #گیوی و #جهانمردی و دو دانش آموز و آقای انصاریپور
کلاس درس آقای #احمدی
به یاد مرحوم #سیدعبدالرسول_قریشی ( نفر سوم از راست ) دفتر دار مدرسه که سال 86 به علن بیماری کلیه در عمل جراحی فوت کرد بادش گرامی باد .
آقای #ستوده در کلاس درس
سال 80 و اجرای سرود دانش آموزان در اداره راه شهرضا

مراسم حلیم افطاری مدرسه
گلزار شهدای #شهرضا
دانش آموزان رتبه برتردرمدرسه در صف جایزه احتمالا 81

کلاس درس ریاضی آقای #پژوهنده
آقایان بازیاری مرحوم انور گیوی و جهانمردی
این عکس مربوط به مسابقات داخل سالن دبیرستان سمای شهرضاست برای بزرگ دیدن عکس روی آن کلیک نمایید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: اصفهان , شهرضا , مصطفی جهانمردی , مدرسه راهنمایی تربیت
دو منصف دلسوز فرهنگ شهرضا
آقایان مصطفی منصف و عمادالدین منصف از فعالان بی ریا و پایدار و مستمر در معرفی فرهنگ و هنر شهرضا هستند آقای مصطفی منصف کارمند آموزش و پرورش و آقای عماد منصف کارمند بهداری شهرضا میباشند در روز افتتاح بومگردی دلنشین این عکس را با آقای عماد منصف گرفتم و تصویر آقای مصطفی منصف در حال عکاسی


موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , گردشگری , فرهنگ , منصف
چهل سال قبل در مهرماه ۵۷ گامهایم به کلاس درس متبرک شد تبرکی که هنوز شوق احساسش در وجودم حس میشود این عکس با دوستان آن سالهای سر خوشی است هر جا هستند به سلامت باشند
هونجان خرداد ۵۸ اولین همکاران از چپ جهانمردی حیدرپور پناهنده نیلی فتحعلی سلطانیان راننده سیداکرم رضویزاده رحمت الله روحانی فروغی نصرالله قائدیها علی محمدی منطقه زرچشمه
#دوستان #هونجان #شهرضا #مصطفی_جهانمردی

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , هونجان , همکاران سال ۵۷
برای آگاهی بیشتر سری به این سایت بزنید 👇👇
http://www.omidvar-brothers.com/Fa/default.aspx

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره
برچسب ها: شهرضا , برادران امیدوار , سفرنامه
چشمه ناز ونک سمیرم در حدود 120 کیلومتری جنوب غربی شهرضا واقع است روز 20 اردیبهشت 97 برای چندمین بار به آنجا رفتم ولی این بار به دلیل بارندگی شب قبل آب آن بسیار گل آلود بود ولی از زیبایی آن مکان چیزی نمی کاست این سفر یک روزه با زحمت آقای علی هاشمیان مدیر دبیرستان رضایی شهرضا تدارک دیده شده بود وی سالهای قبل نیز در ایام گرد هم آیی دبیران در مراسم پایان سال تحصیلی و بزرگداشت مقام معلم چند تن از بازنشستگان قبلی دبیرستان را با جمع دوستان همکارش همراهی میکرد که از کار های نیک و به یاد ماندنی این دوست ارجمند است که بسیار جای سپاس و قدر دانی دارد در مسیر حرکت امامزاده زینعلی که خود مکان ییلاقی بسیار با صفایی است برای صرف صبحانه انتخاب شد در این سفر ازدوستانی که در سالهای قبل در چنین سفر هایی همراهیمان میکردند ولی دیگر بینمان نیسنتد یاد شد مانند مرحومان سید محمد امیری سید رسول قریشی سعید صادقی رحمت الله انور و حسین گلابی با آرزوی صحت و سلامت براز کلیه دوستان امید واریم سالها سال شاهد شادی دوستان در چنین سفر هایی باشیم

ردیف جلو بازنشستگان آقایان نصرالله یوسفیان و مصطفی دانایی و مصطفی دوالی و مصطفی جهانمردی ایستاده آقای علی هاشمیان مدیر دبیرستان رضایی

همکاران دبیرستان رضایی شهرضا در امامزاده زینعلی ونک سمیرم ( عکس با گوشی )
برای بزرگنمایی عکس رویش کلیک کنید

برای دیدن عکسهای بعدی اینجا کلیک کنید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , دبیرستان رضایی شهرضا , چشمه ناز , بازنشستگان
ادامه مطلب

عکس فوق را از تصویری بر دیوار یک مغازه گرفتم

سمت راست پهلوان فتح الله آبی پور از شهرضا در کنار یک پهلوان شیرازی
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , پهلوان فتح الله آبی پور
#انجمن_ادبی_استاد_آشفته جلسه هفتگی خود را در هفته سوم اردیبهشت 97 در کانون بازنشستگان شهرضا تشکیل داد و این به دلیل حضور جمعی از شاعران و ادیبان مهمان از شهر های همجوار و خصوصا اصفهان بود که به همراه مسئولین ارشادشهرضا و اصفهان در اینجا حضور داشتند در بین این مهمانان حضور ارحام صدر دوم ایران یعنی آقای حسن اکلیلی جلب توجه می کرد










گزارش خبری در سایت ارشاد شهرضا اینجا کلیک نمایید
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , انجمن ادبی استاد آشفته شهرضا , حسن اکلیلی
یکی از مواردی که خیلی مورد علاقه امروزی هاست تیپ و قیافه اون سالهاست با نوع کت و شلوار خصوصا پاچه گشاد و یقه های روی کت و موهای بلند و پایه های بلند و پیراهن های رنگی یقه بلند و گاهی پیراهن های معروف به مانتیگول و بعضی هم پاشنه کفشهای بلند جوانان مثل شهید نصرالله در این عکس

از راست مصطفی جهانمردی - پسر عمه ام حیدر حیدر پور و پسر عمویم شهید نصرالله جهانمردی سال 58 صحرای شریف آباد شهرضا

در جوانی ماهم مثل امروزیا علاقه به عکس زیاد داشتیم منتها نه توی گوشی بلکه میرفتیم در عکاسی و ثبت خاطره میکردیم بهر حال اینم یکی از عکسای مصطفی جهانمردی سالهای 58 یا 59


موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , شهرضا , مصطفی جهانمردی , شهید نصرالله جهانمردی

سال55 که تازه یک دوربین آگفا گورت خریده بودم و از دوستانم قدیر نیک اقبال و محسن آقاسی و برادرم استاد محمود جهانمردی این عکسو در کنار بیابانی که امروز سروستان شهرضاست گرفتم
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , سروستان شهرضا
حدود یک دهه کاریم در مدرسه تربیت شهرضا طی شد و چون دهه آخر بود مسلما بیشتر به من نزدیک است و مطالب و عکسهایش هم بیشتر است و متاسفانه از سالهای قبل و سایر مدارس کمتر عکس دارم که خیلی مشتاق همراهی دوستانم شاد و پایدار باشید

یعنی اینها هر کدام در کجا ودر چه حال و روزی هستند ولی هر جا هستند به سلامت باشند

با دبیران در اردوی بابازرنگ کمه سمیرم
برای دیدن بزرگنمایی عکس رویش کلیک نمایید

یادت بخیر مرحوم سید عبدالرسول قریشی چه خوب و مهربان بودی (در عکس کنج دیوار نشسته ولی ده سال قبل در بستر خاک آرمید )

یکی از مراسم مدرسه و منبر رفتن من

اردوی سمیرم تنگ خوش روزایی که تازه موهام سپید شده بود و با رنگ کردنش خودموگول میزدم

روزهای خوش باهم بودن خصوصا در اردوهای آخر سال و وداع با دوستان

این عکس مربوط به مدرسه موسوی در کنار آقای حقوقی و کاویانپور دهه 70 است
آقایان دوالی و حاجی در کنار دانش آموزان تربیت

آقایان عباسعلی حقجویی و حاجی کنار دانش آموزان تربیت
دانش آموزانی که هر کدام امروزه به کاری مشغولند و انشا الله بیکار نیستند
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , مدرسه تربیت , مدرسه موسوی

دلم نیامد به دلیل زباله های اطراف این تذکر را ننویسم هر چند برای نوشتن سخت بود
در کنار پسرم آقا میثم
بر فراز شهرضا
بر فراز شهرضا کنار برج نیمه جان سنبندی
که نگهداریش همیشه دغدغه من بود و هست ولی ...

عکس آقای قدسی از من در حال عکس گرفتن از بام مسجد حاج عبدالحمید

بازار شهرضا عکاس آقای قدسی
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , عکاسی , بازار , زباله
به یاد قهرمان محمد مهدی سامع
قهرمانان نمی میرند
بینمان بود ولی بین ما نبود از ما بود ولی از میان ما نبود همه با او بودند ولی تنها بود . به قول خودش در این (دیار قریبی غریب) بود .
کلامش " مرامش و منشش او را خاص کرده بود. دل کوچکش به وسعت دریا و نگاه نافذش به عظمت آسمانها بود . انسانی عجیب بود "همه را به جای خودشان و به قد خودشان درک میکرد . انگشتان ضعیفش قلم سنگینی داشت آنقدر سنگین که خیلی ها تاب تحملش را نداشتند اما او همه سنگینی دنیای ما را با کمری شکسته از زخم دوران " سی و پنج سال تحمل کرد .
پا را که از دوره نوجوانی به جوانی گذاشت جسمش از پا افتاد ولی فکرش دایم در تلاش و تکاپو بود تلاشی به وسعت افکار نو اندیشان و دیگر اندیشان جهان . حرکت نداشت اما هیچکس در او ذره ای آرامش ندید . گویی این روح قدرتمند در این جسم نمی گنجید . گرچه این چرخ با او سر ناسازگاری داشت و درست نمی چرخید " اما اختیار چرخ های زیر پایش را داشت و هر سو که فکرش را آسودگی می بخشید میچرخاند و هر جا که اراده میکرد جسم و جانش را سیاحت میبرد و جلا میداد .
در روزگاری که همه اسیر روز مرگی و سردی شده اند با همه گرم می گرفت و انرژی مثبت می بخشید این را از خداحافظی مردم روزگارش می شود فهمید که اگر چنین جانگداز و غمگینانه همراهیش کردند علتش از دست دادن او نبود که مردم در غم تنهایی خود گریستند که درد مردم در این ضایعه از دست دادن شارژ روحیشان بود .
غم این مردم غم از دست دادن یک همزبان مهربان است . این را کسانی درک میکنند که حتی یکی دو بار با او هم کلام شده باشند . ویلچر نشینی هیچگاه موجب نشد که ذره ای یاس و نا امیدی در وجودش نفوذ کند . او مانند همه همچرخانش دایم در حال تکاپو و تلاش بود . شهید جانباز حاج محمد مهدی سامع سالها بر روی چرخش شاهد اعمال و رفتار ما در امور زندگی بود و گاه و بیگاه گلایه هایی از حق کشیها و بی عدالتی ها و ناراستی های روزگار داشت. اما او امروز درجه رفیع شهادت را نیز در کنار درجه جانبازی بر شانه با افتخارش حمل می کند . تا ما بیش از پیش به خویش آمده حضورش را بین خود حس کنیم وبا صداقت و ایمان واقعی موجب شادی روح مهربانش شویم . انشاءالله
مصطفی جهانمردی
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره
برچسب ها: شهرضا , حاج مهدی سامع
این وبلاگ حاج مهدی بود وبلاگی که سالها دلهای من و این عزیز را به هم پیوند می داد
ولی با کمال تاسف نخل وجود این مرد پر ثمر دیروز بر زمین افتاد و خیلی از دلها را داغدار کرد
خیلی مرد بودگاهی با صداقت و مهربانی بر سر کار کردن من موقع نقاشی در مدارس حضور می یافت و ساعتی با هم گپ و گفتگو داشتیم از خیلی مسایل رنج می کشید با وجود این تن درد مند درد جامعه و درد مردم بیشتر عذابش می داد یادش گرامیباد
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , حاج مهدی سامع
دوستان همکار آقایان سید حسین رضویزاده و عباسعلی لطفی و عبدالعلی انصاری و حیدر حیدر پور در عکسند من هم مصطفی جهانمردی کنار ستون وایسادم
خیلی از این بچه ها از رزمندگان دفاع مقدسند و بعضی شهید و جانبازند و همه اگر جایی شاغل بودند حتما از بازنشستگان امروزند دو نفر اول سمت راست دو دانش آموزند که آخرین قربانیان فلج اطفال در منطقه اند داوود و یحیی امینی دو برادر حاضر در عکس و برادر دیگرشان سلیمان هر سه امروز از معلولان حرکتی در شهر شهرضا هستند و شاید شما آنها بارها در شهر روی موتور سه چرخه شان دیده اید یکی از آنها شاغل در یکی از بیمارستانهای اصفهان است و دو تای دیگر در امیر آباد احتمالا مغازه دارند منکه خیلی به اونا ارادت دارم از بس مهربان و صمیمیند
ایستاده آقایان سید اکرم رضویزاده و صاحب فصول
نشسته آقایان حیدر حیدر پور عبدالعلی انصاری و مصطفی جهانمردی پشت سرمان برج قدیمی روی کوه روستای هونجان قرار دارد
خانه اولی پشت سرشان از شخصی به نام حاج سرتیپ ! بود و ما معلمها اجاره کرده بودیم و ظهر ها برای ناهار آنجا می رفتیم چون کلاسها هم صبح و هم بعد از ظهر در مدارس تشکیل میشد و مثل حالا نبود که فقط صبح میرن اونم ....
من نفر دوم ایستاده از راست
و آقای صاحب فصول و حیدر پور بین بچه ها نشسته اند
فقط نفر اول سمت چپ یادمه او دانش آموز داریوش هونجانی است ولی بقیه را یادم نیست
برای بزرگنمایی عکسها روی آنها کیک نمایید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , مدرسه راهنمایی هونجان , روستای هونجان


آقای مصطفی منصف در حال گرفتن عکس از استاد کاکایی و استاد پویان

از راست مصطفی جهانمردی و استادان موسوی و پویان و مصطفی منصف




شکار در شکار عکاسی !!!

برادران ملکی عکاسان پر تلاش شهرضا و سینا خبر در حال عکاسی

از راست آقایان کاکایی و پویان و سامع و ستاینده و موسوی

هر جا آینه دیدم خودمو در عکس جا میدم !! آخه همیشه سر عکاسا بی کلاه میمونه !!

از راست آقایان سالاری موسوی ایزدی و پویان اهالی شعر شهرضا و یزد



اعضای انجمن ادبی استاد آشفته شهرضا
و عکس یادگاری دوستان انجمن
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , انجمن ادبی استاد آشفته شهرضا , عبدالجبار کاکایی , استاد پویان
با حضور در کتابخانه علامه طباطبایی شهرضا این هفته را گرامی داشنتد

بخش کودکان کتابخانه









خانم پورخاقان مسئول کتابخانه علامه طباطبایی شهرضا

آقای حسامی مسئول انجمن ادبی استاد آشفته شهرضا
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , انجمن ادبی استاد آشفته شهرضا , کتابخانه علامه طباطبایی شهرضا
ویا محال است تا کسی که گنجی را روی زمین میتواند مخفی کند آنرا روی قله کوهی مخفی کند ولی در کوه مجاور شهرضا برجی باستانی را به نام سنبندی تخریب کرده اند که مثلا گنج پیدا کنند .
حرف آخر من در این است که آنانی ک چند متر زمین را میکنند و پایین می روند تا به گنج برسند اگر کمی بالاتر از خاک و روی زمین درون سینه انسانها درون گنج مهر و محبت و عشق و صفا بگردند به بزرگترین گنج پنهانی دست می یابند که شور و شعف حاصل از این گنج از صد من سیم و زر ارزشمند تر است .


مقبره باباپیر شهر منظریه شهرضا که به شکل نادرستی حفاری غیر مجاز شده است


کاروانسرایی باستانی در حاشیه اتوبان کاشان که
با حفاری های غیر مجاز به چند جای آن لطمه وارد کرده اند

و برج روی کوه مجاور شهرضا به نام سنبندی که به علت حفاری لطمه شدیدی خورده است
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , حفاری های غیر مجاز , کاروانسرا , سنبندی
موقعیت بسیار مناسبی برای نشان دادن قابلیتهای فرهنگی شهرضا و ایامی خوش برای مردمی که این روزها نیاز مند شور و نشاط و لبخندند من در بیشتر ایان مراسم مسافرت بودم ولی عکسهایی از این مراسم را تقدیم می کنم



آقایان اباذری مسئول گروه گردشگری و مسئول چلچراغ شهرضا

در غرفه گردشگری کنار دوستان جوان گردشگری و دو تن از انجمن شهر

عکاسان موقع ثبت افتتاح مثل همیشه در صحنه اند

در کمیته گردشگری شهرضا جایی که این ایام به همراهیشان مفتخرم



آقای فرماندار و خانم نماینده و مسئولین گردشگری استان در مراسم افتتاح چلچراغ 2



اسب فلزی بزرگی که آقای صنایعی هنر مند شهرضا ساخته بود

سید جعفر سمت چپ در کنار آقا جعفر ( فکر کنم )سمت راست که خوش فروشنده اشیای عتیقه در باغملی و یک پا موزه دار است
برای دیدن عکسهای بیشتر به سینا خبر رجوع نمایید اینجا کلیک نمایید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , چلچراغ , شهرضا شهر شهید همت
جاتون خالی چند روزی در سفر به شمال بودم و قسمت شد طعم شیرین طراوت و باران را در گرمای تابستان بچشم بخدا ایرانمون بهترین نقطه دنیاست بیشتر قدرشو بدونیم

پیر مرد رودباری خسته از یک زلزله طبیعی و دردمند از زلزله اقتصادی

نمک آبرود

غروب خزر

تله کابین نمک آبرود




جاده های شمال محاله یادم بره !!

واقعا محاله !!
برای بزرگنمایی عکس روی آن کلیک نمایید
منظره ای که یک لحظه در جاده چالوس از جلوی چشمم گذشت و با گوشی فَکَسَنی درب و داغونم این عکسو گرفتم که میدونم برای خیلیا تازگی داره منظره شاید حدود 50 کیلومتری چالوس بود
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , چالوس , نمک آبرود

مرحوم آقا منیر ملکیان

برای بزرگنمایی کلیک نمایید
مرحوم بهروز سلطانیان متخلص به ریحان شاعر فرهنگی شهرضا
جمعی از کادر مدرسه غفاری
آقای آقاسی مدیر مدسه در کنار آقای احمدیان
برای بزرگتر دیدن هر عکس رویش کلیک نمایید سپاس
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , مدرسه غفاری شهرضا , شهرضا شهر شهید همت
برنامه ای بود که تابستان 95 در ورزشگاه شهید جهانمردی شهرضا از کار های هنری هنرمندان شهرضا برگزار شد . و مسئول آن آقای اباذری در ماه رمضان در یکم تیر 96 برنامه گرد هم آیی و افطاری برای دست اندر کاران این برنامه برگزار کردند عکسهای هر دو بر نامه در سینا خبر موجود است واین چند عکس برای یاد آوری گذاشته میشود .
آقای محمدمهدی ملکی عکاس جوان و باذوق شهرضا در حال گرفتن لوح یادبود

خواندن شعر محلی در زمان احرای چلچراغ
در کنار آقای محمد جواد فتّاحی هنرمند تمام عیار و متواضعی که بسیار به دوستی با وی افتخار میکنم
برای بزرگنمایی عکسها روی هر کدام کلیک نمایید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , چلچراغ , شهرضا شهر شهید همت , محمد جواد فتاحی
چندی قبل در جریان مرحوم شدن یک معلم قدیمی و صمیمی در هونجان یعنی مرحوم اسماعیل احتشامی برای عرض تسلیت و تجدید دیدار به این روستا رفتیم از آنجا که این مرحوم همیشه مایه مهر و محبت بود در مراسمش نیز تاثیر داشت و موفق به دیدار بسیاری از دوستان قدیمی که حتی از آن روستا رفته بودند شدیم بعضی هایشان دانش آموزمان بودن و بعضی همکارمان ولی در عکس چنان به چشم نمی آید چون آنروز ها من با دانش آموزان زیر ده سال اختلاف سن داشتم به همین دلیل آنها پا به پای ما موی سفید کردند ولی رشته محبتشان همچنان ناگسستنی و پایدار است خدا یار و نگهدارشان
دیداری با دوستان قدیمی بعد از سالها در هونجان

دیدار آقای فریدون برومند همکار و دوست خوبم پس از سی و چند سال

نیمی همکار و نیمی دانش آموزمان بودند همه شان گرم و با محبت
بقیه عکسها را در ادامه مطلب ببینید ممنونم
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , هونجان , مرحوم اسماعیل احتشامی , روستای هونجان
ادامه مطلب
تبلیغات این سری از انتخابات می شود گفت رکورد شکن بود
اینها تعدادی از تصاویر کاندیداهاست چون در طول تبلیغات حمل بر حمایت از افراد میشد حالا به یادگار در وبلاگ گذاشتم













و اینگونه روز 29 اردیبهشت 96 هفت نفر به شورای شهر شهرضا راه یافتند تا ببینیم چه در چنته دارند
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شورا شهرضا , شهرضا شهر شهید همت
از فرهنگیان قدیمی و مهربان روستای هونجان شهرضا بود در اول انقلاب من در این روستا خدمت میکردم واز همان زمان شیفته مرام صادقانه و دوست داشتنیش بودم مراسم وی روز پنجشنبه عصر 28 اردیبهشت در روستای هونجان میباشد یاد و خاطرات شیرینش را هر گز از یاد نخواهم برد دست عطوفت الهی همراهش باد
جهت بزرگنمایی روی عکس کلیک نماید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , هونجان , مرحوم اسماعیل احتشامی
امسال با حضور حدود 170 کاندیداتور جهت این امر خیر !! برای انتخاب فقط 7 نفر خدا آخر عاقبت قمشه را به خیر کند خوبه همه برای گرفتن حق مردم شهر هجوم آوردند و اصلا و ابدا فکر حقوق نیستند این مسئله در همه شوراهامون ثابت شده و
برای احقاق حق و حقوق حقیقتا تلاش محقّانه ببخشید مجدّانه ای کردند
ولی تمرین خوبیه برای پرش بعضیا که برای احقاق این حق و حقوق مردم و من بعد اگه هم برای این امر خیر هی میخواند بالاتر برند
همه این شلوغ بازار آتیشش زیر سر شورای مدارس است بس هر سال در مدارس عضو شورا بودند دیگه این عادتو نمیتونند کنار بگذارند
به امید شورایی بعدی با متقاضیانی زیر 50 نفر



طنز شورایی
جیب ها خالی خیابانها شلوغ
توی ماشینها نیناش ناش جیغ و بوق
تو نخ سبقت گرفتن یک گروه
روی دلسوزی و احقاق حقوق
جهانمردی 25 اردیبهشت 96

باید گفت چه مسابقه ایست عجله نکنید شاید این شتاب دسته جمعی جهت ثبت نام و تبلیغات خیلی برای شهر گران آب بخورد بنا براین ...... آهسته برانید
انتخابات شورای دانش آموزی مدرسه تربیت شهرضا اوایل دهه 80
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شورا شهرضا , طنز شورایی , شورای مدرسه تربیت
شهدای شهرضا تا فتح المبین
نوروز 1361 مصادف بود با عملیات فتح المبین که شهرضادراین عملیات سی و شش شهید تقدیم ملت ایران کرد امور فرهنگی هنری آن روز سپاه شهرضا با استاد محمد جواد فتاحی بود که پوستر زیبایی از جمع این شهدا و شهیدان قبل از آن تهیه کرد که چندی فبل این پوستر را پیدا کردم و به جا دیدم از کلیه این شهدا یادو تجلیل نموده و زحمات آقای فتاحی را به این بهانه ارج نهیم که تا آخرین لحظات دفاع مقدس تمام امور هنری از قبیل به تصویر کشیدن شهدا را در شهرضا به عهده داشت ایشان حق بزرگی بر گردن این شهر دارد خدا به ایشان عمر باعزت و سلامتی عنایت نماید

برای دیدن عکس بزرگتر شهدا روی آن کلیک نمایید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شهدای شهرضا , استاد محمد جواد فتاحي , دقاع مقدس
سن بندی را در یابیم
هرچند خیلی ها یک عمر به بالای سرشان نگاه نکردند و دیر آنرا دیدند ولی باز جای شکرش باقیست که بالاخره خیلی نگاه ها متوجه آن شد . سنبندی برای بسیاری از همشهریان از قدیم سمبل و نماد شهر شهرضا بوده است . سن بندی قرنهاست که از بلندای کوه دامزاد که اهالی به آن دملا می گویند نظاره گر ماست . در تمام این قرون مردم برای این برجهای زیبا احترام قائل بودند و آنها را حفظ و نگهداری میکردند . برجهایی که فقط یک برج نیمه ویران از آن مانده است .
این نیمه برج رو به ویرانی روز گاری نه چندان دور تنها نبود بلکه دو برج برادرش را در کنارداشت و یک برج بزرگتر کمی دور تر از او در آن پایین کنار تل حوض نگهبان شهر بود . و ما با بیرحمی مزد چند صد ساله شان را با ویرانیشان دادیم و طی چند دهه معدومشان کردیم . برجهای زیبایی که همتایشان را در هیچ شهری نمی بینید.
متاسفانه نسلی که خود را از تبار کوروش و داریوش می داند با دستان جهل و بی مسئولیتی وبا بی تفاوتی این ستون های استوار ویادگار پیشینیان را آجر به آجر ویران کردند .ساختن و بنا کردنشان به هر بهانه ای بوده خواه برای نگهبانی و دیدبانی ویا برای گذاشتن دعاجهت میارزه با آفت سن و ملخ فرقی نمی کند این ستونهای زیبای آجری یادگار پدران ما بوده وباید آن را حفظ می کردیم .
و امروز جای بسی خوشحالی است که افراد زیادی از فرهیختگان و با حمیت در شهر ابراز علاقه کرده اند که در حرکتی خود جوش آن را بازسازی و مرمت کنند .طی این سالها نیز گاه گاهی دلسوزانی با اندکی مصالح قصد مرمت داشته اند ولی بیماری و زخم مانده بر سینه برج به کاری بزرگتر نیازمند است .از ارتفاع چهارمتری برج حدود یک مترش ویران شده و در قسمت شرقی و پایین آن حفره ای ایجاد کرده اند که وضعش را بد تر کرده است .
برای مرمت و نوسازی آن برنامه ای از سوی علاقه مندان و کمیته میراث فرهنگی و گردشگری شهرضا پیش بینی شده است و به همه گروه های ورزشی و هلال احمر و بسیج و در جمع علاقه مندان اعلام میگردد که جهت همکاری برای حمل مصالح پای در این میدان بگذارند و نگذارند این قامت بر افراشته بر بلندای شهرضا فرو افتد . اگر امروز این تصمیم را به انجام نرسانیم دیگر هیچ زمانی برای انجامش وجود نخواهد داشت و در آینده باید افسوسی دیگر بر افسوسهای میراث فرهنگیمان بیفزاییم . اگرزمانی نه چندان دور بازارو صحن های شاهرضا را با بی تفاوتی خودمان از دست دادیم نگذاریم این بهانه زیبا برای کوهنوردی و یادگار گذشتگانمان به راحتی از دست برود . هنوز جوانان زیادی به عشق رسیدن به سن بندی از این کوه مرتفع بالا می روند .
مصطفی جهانمردی

پی نوشت : عصر روز نهم اسفند 95 همراه همسفر همیشگی کوه نوردیم حاج علی شمسبگی به قله رفتیم متاسفانه شخص یا اشخاصی به دلایلی نامعلوم در ایام اخیر چند ردیف از آجر های آن را از بالا با ابزار ویران و زیر آن ریخته بودند با این توصیف فعلا
باز سازی ذهن معیوب بعضی افراد مهمتر از باز سازی برج است
جهت بزرگنمایی روی عکس کلیک نمایید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شهرضا شهر شهید همت , کمیته گردشگری شهرضا , میراث فرهنگی شهرضا
آن سالهایی که شهرضا هم مثل خیلی از شهر ها آب لوله کشی نداشت در بیشتر خانه ها مردم آب را در منبع های آب ذخیره می کردند . هنوز هم کم وبیش تعدادی از این فضاهای چاه و منبع دیده میشود . در آن سالها چاه آب به گونه ای بود که هم از قسمت جلویی چاه می شد آب کشید و هم از پشت چرخ چاه این کار انجام می شد . به این ترتیب برای آب آشامیدنی تمام اهالی خانه روزانه از قسمت جلوی چاه اقدام به کشیدن آب از چاه می کردند که گاهی هم افراد از این جا به درون چاه سقوط کرده و کشته می شدند . اما برای شستشو و امور دیگر بیشتر از آب منبع استفاده می کردند. قبل از تخلیه کامل منبع افرادی بودند که پول می گرفتند و با کشیدن آب از چاه توسط دلو لاستیکی منبع را پر می نمودند . برای این کار سکویی در پشت چرخ چاه و کمی بالاتر درست شده بود که فرد آبکش با نشستن در محل مذکور اقدام به کشیدن آب از چاه می کرد . این کار در آنجا بافشار پا انجام می شد در صورتی که در قسمت جلو با دست انجام می شد . مرد آبکش که اکثرا پیر مرد بود با فشار پا دلو را تا بالا می آورد و سپس آن را با دست می گرفت و در حوضچه جلوی پایش خالی می کرد . آب از آنجا به سمت منبع ریخته می شد و با دلو های مکرر که خیلی هم خسته کننده بود پر می شد . عمق این چاه ها در شهرضا ده بیست متر بود و اگر آب پایین می رفت اقدام به کندن کف چاه می کردند . در بعضی از منازل پمپ آب نصب کرده بودند ولی بیشتر خانه ها از افراد کارگر استفاده می کردند . تصویر موجود را با استفاده از عکسی از یکی از این چاه ها در یکی از خانه های قدیمی گرفتم درست نمودم که شاید تا حدی گویای مطلب باشد .
قدر آبی که به این راحتی در حال استفاده هستیم بدانیم

آخ از این خاطره که معجونی از تضاد هاست چون تلخ و شیرین و دردناکی دلنشین است
موضوعات مرتبط: یادنامه ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شهرضا شهر شهید همت , چرخ چاه , آب
به نام حضرت دوست
دلبافته ای که تقدیم میگردد به سفارش دوست ارجمند و با محبت آقای علی هاشمیان مدیر مدرسه قدوسی که همان عظیمی یا تربیت سالهای قبل باشد به تحریر در آمد .مدرسه ای که بسیاری از همکاران از جمله بنده سالهای سال از دوران خدمتم را در آن طی کردم . استفاده کردن از ردیف (تربیت ) به معنای عام کلمه بوده و از طرفی اشاره ایست به مدرسه راهنمایی تربیت . داستان مدرسه قدوسی داستان آوارگی مدرسه تربیت ویا عظیمی است که ناخواسته قربانی تحول آموزشی جدید شد و سر از جای کنونی در آورد.
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
از تربیت تا قدوسی 1392
بشنوید ای دوستان حال و هوای تربیت داستانی دیگر از لطف صفای تربیت
شد نود هم طی ودو سال دگرازآن گذشت همچنان باشد به گوش من صدای تربیت
هرزمان باشد به جایی و به نامی کو به کو هست " قدوسی "عظیمی نامهای تربیت
اشرفی بودو ولی عصر و زمانی موسوی یک به یک رفتند هرسه پا به پای تربیت
رفته گر خادم زقدوسی " ولی بگذاشته یک گروه از دوستانش را برای تربیت
شهرضا را بود دهقان رهبر فرهنگیش گشته حیدرپور اینک ناخدای تربیت
جمله همکاران جوانی را به کف بنهاده و چون علی هاشمیان کرده فدای تربیت
می شود بهبود احوال مدارس زان سبب که رضایی هم جوانی داده پای تربیت
تاعظیمی گشته قدوسی نمیبینی دگر عده ای از دوستان را در سرای تربیت
مهرداد همتی گشته معاون برعلی تا بگیرد با محبت دستهای تربیت
هست محمود قبادی در کنار همتی چون دو بال یک پرنده در سمای تربیت
در ره فن آوری بینی علی یوسفیان پشت رایانه دمادم هرکجای تربیت
هست بحرینی به فکر حسن اجرای امور از زمانی که به تن کرده ردای تربیت
بسته خیرالله تقی زاده کمر در پرورش با شهاب ایزدیان شد همصدای تربیت
بهر کار مشورت بینی در اینجا این دو یار جاوری را با شفیعی پابه پای تربیت
مجتبی طباطبا یی سید والا گهر درس قرآنش بود برکت برای تربیت
بهر همراهی حداد استواری آمده تا بیاموزند قرآن بچه های تربیت
از تبار احمدی ها ناصروهاشم ببین بهر دین بستند پیمان باخدای تربیت
سالمی آمد ولی در دست او ساک سفر جورکرده اردوی دیگر برای تربیت
می کند تدریس چاووشی ما چون اکبری درس زیبای ادب در جای جای تربیت
این سعیدی مان که باشد نام او احمد رضا می کند تحلیل شعر دلگشای تربیت
هست الگو و نمونه همچو دیگردوستان آیت الله جوهری بربچه های تربیت
همچو همکاران دیگر فکر خودسازی بود چون نخواهد این رضایی جزرضای تربیت
می دهد درس زبان مسعود گیوی همرهش قلعه نوئی هست بااوهمصدای تربیت
گشته دهقانزاد( تیچر) در کلاس دیگری گوید او با انگلیسی قصه های تربیت
کاظمی دارد به دستش بادسنجی در کلاس تاکه از جو گوید و آب و هوای تربیت
جعفری همراه گردیده است با اباذری تا بگوید از علوم پربهای تربیت
گل کند نطق و بیان ناطقی در مدرسه چون گذارد پا کنار تخته های تربیت
شهریار ملک دلها شد سعیدی زان سبب که کند معلوم ما مجهولهای تربیت
میرساند نقطه را بر نقطه و خط می کشد نیکزاد این نیکمرد رهنمای تربیت
کارگاه مدرسه از قاسمی گیرد نشاط می شناسد زحمتش راآشنای تربیت
قدرت الله جوهری باشد به دستش اره ای تا هرس سازد یکایک شاخه های تربیت
درس امروز جلیلی هست از پخت غذا زین سبب پیچیده بویش در فضای تربیت
گوید آقالر گهی از جنگ و کاهی از دفاع باشد او آماده بر حفظ بقای تربیت
حمزوی دارد کنار دوستان درس هنر تا شود زیبا در اینجا نقشهای تربیت
گرزسرّی پرسی از من فاش میگویم سخن هست در میدان ورزش پوریای تربیت
از عموهادی و زحمتهای بی رنگ و ریاش باشد این زیبایی و لطف و صفای تربیت
ای جهانمردی تورا با جمع این یاران چه کار رو " زحسرت کن نظربرعکسهای تربیت
مصطفی جهانمردی
روی عکس بالا کلیگ نمایید اردوی بیاد ماندنی چشمه بابا زرنگ کمه بهار 92
در عکس فوق مرحوم محمد حسن گلابی نشسته چهارم از چپ در حال نگاه کردن به عزیز دیگری است که اوهم از بین مارفت یعنی مرحوم رحمت الله انور ایستاده نفر پنجم از چپ
ایستاده آقای علی هاشمیان مسئول مدرسه قدوسی که زحمت اردو را کشیده اند
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره
برچسب ها: شهرضا , مدرسه راهنمایی تربیت
احیای میراث فرهنگی شهرضا
سالی که گذشت بهترین سالی بود که در مورد میراث فرهنگی شهرضا دیدم گروه ها و افراد زیادی در شهرضا و مناطق اطراف آن در تکاپوی حمایت از این ثروت سرشار بودند . ثروتی که در غبار زمانه گم شده بود و کمتر از آن یاد میشد.
در این میانه من خدا را بیش از پیش شاکرم که آرزوی دیرینم در این باره بر آورده شده و هر روز جلسه و برنامه ای در پشتیبانی و بازدید و و احیای آثار فرهنگی شهرضا بر گزار می شود همیشه دغدغه ام از زمان تدریس در کلاس درس و یا ارسال مقاله به هفته نامه شهرضا مبحث تنهایی و بی پناهی میراث فرهنگی شهرضا بود .
تصاویر زیر جلسه ایست که برای چندمین بار از افراد کمیته گردشگری تشکیل و به مرور در حال کاربردی شدن جلسات کار پیش میرود . تا به این منظور داشته ها و پتانسیل های نهفته شهرضا در این حیطه شناسایی و مورد بهره برداری قرار بگیرد . وعده هایی در زمینه تامین بودجه مرمت بازار شهرضا از طرف دولت داده شده بود که گویا در حال اجرا شدن است منازل متعددی برای بوم گردی و موزه مردم شناسی در نظر گرفته شده و مرمت و باز سازی برجهای کبوتری و سن بندی در دستور کار این کمیته می باشد . امید واریم ار این به بعد شاهد تغییرات قابل مشاهده ای در این زمینه در آمد زا برای شهرضا خصوصا جوانان برومند این دیار باشیم . انشاءالله . مصطفی جهانمردی اسفند ماه95
آقای شبانی مسئول میراث فرهنگی شهرضا در حال توضیح دادن در باره هنر زری بافی این هنر فراموش شده می باشند
لطفا برای بزرگنمایی هر عکس رویش کلیک نمایید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شهرضا شهر شهید همت , کمیته گردشگری شهرضا , میراث فرهنگی شهرضا
مرحوم حاج عباسعلی عادلی
بیش از دو سال بود که اورا در استخر دریا می دیدم . اوایل خود را از کناره های استخر به قسمتهای عمیق می رسانید تا بتواند در آنجا شنا یاد بگیرد و این کار را با شوق و علاقه زیادی انجام می داد و آنقدر در این کار پشتکار از خودش نشان داد تا اینکه با کمک دوستان دیگر با وجود سنی بالای شصت سال شنا را یاد گرفت . به گونه ای که این اواخر می توانست به راحتی عرض استخر را شنا کند . چون او لذت شنا دانستن و شنا کردن را می فهمید هر هفته چند بار به استخر دریا و استخر دانشگاه آزاد مراجعه و شنا می کرد کارش به جایی رسید که خودش این اواخر هم سن و سالان بازنشسته را به یاد گرفتن شنا و نترسیدن از آب تشویق می کرد.
من چون از قبل او را نمی شناختم گاهی فامیل او یعنی عادلی را فراموش می کردم در موقع احوالپرسی به خاطر داشتن سبیلهای بلندش به مزاح او را سبیل صدا می کردم و او از این صمیمیت من لذت می برد و لبخند می زد . با همه بازنشستگان صمیمی بود و در استخر برخوردی گرم ومهربان داشت تا اینکه ........
صبح دوشنبه 25 بهمن طبق روال هفته های قبل در استخر بودیم . من در قسمت عمیق در حال بالا آمدن از آب کنار پلکان بودم و پشت به آب و رو به پلکان بودم که دوست دیگرمان آقای قیام گفت : عادلی چشه . برگشتم دیدم او در حالی که سرش روی آب افتاده همان لحظه به من برخورد کرد گویی قصد بیرون آمدن از آب و گرفتن پله را داشته که سکته می کند . من دستم را زیر چانه اش گذاشتم و سرش را از آب بالا گرفتم تا موقع تنفس آب نخورد و در همان لحظه بلند فریاد زدم : ناجی . اتفاقا ناجی هم که ناظر بر صحنه ودر نزدیکیمان بود چند ثانیه بعد بالای سرمان آمد ومن و آقای قیام و ناجی سه نفری اورا بالا کشیدیم .
ناجی شروع به کمکهای اولیه کرد و من با شتاب به دفتر رفتم و اورژانس 115 را خبر کردم . اورژانس هم سه چهار دقیقه بعد رسید . و دقایقی بعد اورا با آمبولانس به بیمارستان بردند . ولی متاسفانه دستگاه اکسیژن و شوک و تنفس مصنوعی و بقیه کمکها نتوانستند برایش کاری انجام دهند .
گویی حاج عباسعلی بازنشسته مهربان سازمان آب " بر پیشانیش نوشته شده بود که ( سرنوشت تو از آب جدا نشدنی است و ترا از آن گریزی نیست ) و بدینگونه مردی که با امداد های خود یاریبخش مردم در آبرسانی به خانه هایشان بود خواست خدا و سرنوشتش این رقم خورده بود که در آب جان دهد وشاید این خواسته اش را از خدا در زیارت خانه خدا طلب کرده کسی چه میداند . یاد تمام مهر بانی و لبخند های دوست داشتنیش به خیر
من و سایر دوستان بازنشسته و عزیزان زحمتکش استخر دریا از دست دادن مرد لبخند و مهربانی شادروان حاج عباسعلی عادلی را به خانواده داغدارآن عزیز تسلیت عرض نموده برای وی مغفرت الهی و برای بازماندگان صبر آرزومندیم
مصطفی جهانمردی - بازنشسته آموزش و پرورش شهرضا


در دهه فجر 95 یعنی چند روز قبل از این اتفاق در امامزاده شاهرضا
مراسم جشن تکلیف دانش آموزان دبیرستان امین شهرضابرگزار شد
و مرحوم عادلی به نیابت خانواده در جشن تکلیف نوه دختریش
دانش آموز علیرضا اباذری
این عکس را گرفته بود که من از ترکیب دو عکس این گیف را ساختم

مراسم جشن تکلیف دانش آموزان دبیرستان امین شهرضا و تبریک گفتن والدین به آنها
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شهرضا شهر شهید همت , استخر دریا , مرحوم حاج عباسعلی عادلی
کاروانسرای مهیار
در مسیر جاده اصفهان به شهرضا درست در نقطه مرکزی کشور عزیزمان ایران و سی کیلومتری شهرضا روستای مهیار باسابقه ای تاریخی قرار دارد . کاروانسرای شاه عباسی این روستا در زمره کاروانسراهای معتبر و شاخص ایران است . این کاروانسرا در طول این سالهای اخیر با کار بری های مختلف مورد استفاده فرار می گرفته ولی انشاءالله از نورور امسال هم میهنان عزیز می توانند از آنجا دیدن کرده و از امکانات تفریحی که قرار است در این مکان دایر شورد استفاده نمایند . با دایر شدن رونق گردشگری در این مکان به امید خدا به زودی شاهد رونق بیشتر این صنعت جهانی در شهرضا خواهیم بود .
آقای رستمی مردی از خطه بختیاری که با عشق و علاقه پا به میدان
باز سازی این مکان ارزشمند تاریخی نهاده است

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شهرضا شهر شهید همت , کاروانسرای مهیار شهرضا , میراث فرهنگی شهرضا
استقبال از خسروخان قشقایی
در شهرضا و دیگر شهر ها
وزندگینامه او که خواندنیست
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
خسرو خان صولت قشقایی (متولد ۱۲۹۶) معروف به خسروخان، چهارمین پسر اسماعیلخان صولتالدوله ایلخان ایل قشقایی و خدیجه بی بی، پس از محمد ناصر خان، ملک منصورخان و محمد حسین خان بود.
در دورهٔ حکومت رضاشاه و تلاش دولت مرکزی برای گسترش فرمانروایی و حذف عناصر پرنفوذ، اسماعیل خان صولتالدوله قشقایی که ایلخان ایل قشقایی و وکیل مجلس شورای ملی بود با دولت دچار اختلاف شد و به زندان افتاد و جان خود را در زندان از دست داد. پس از شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی خسرو صولت قشقایی که در تهران و تحت نظر حکومت رضاشاه بود به میان ایل قشقایی در فارس بازگشت و تا سال ۱۳۳۲ برای یک دورهٔ ۱۲ ساله به عنوان سیاستمداری پرنفوذ در صحنهٔ سیاسی ایران و فارس فعالیت کرد.
وی در ماجرای نبرد سمیرم که در اوایل تیر ۱۳۲۲ خورشیدی بین نیروهای قشقایی و بویراحمد از یک سو و یک ستون از قوای لشکر ۹ اصفهان از سوی دیگر رخ داد نقش اصلی را بازی میکرد. پس از آن به صحنهٔ سیاسی ایران وارد شد.
در انتخابات دوره پانزدهم، شانزدهم و هفدهم مجلس شورای ملی نماینده شد و به وکالت مجلس شورای ملی رسید. در جریان نهضت ملی شدن نفت از دکتر مصدق حمایت کرد.
در تیرماه ۱۳۲۵ که کمیسیون خاص نفت به ریاست دکتر مصدق تشکیل شد، خسروخان یکی از اعضای آن و منشی کمیسیون بود که خدمات فراوانی را در راه ملی شدن نفت انجام داد. تلاشهای خسرو صولت قشقایی و دیگر نمایندگان جبهه ملی ایران به تصویب قانون ملی شدن نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ و همچنین به طرح ۹ مادهای نحوه اجرای ملی کردن در کمیسیون نفت در ۵ اردیبهشت ۱۳۳۰ انجامید.
در جریان اختلافات محمد رضا شاه و دکتر مصدق در سال ۱۳۳۲ و پس از کودتای ۲۸ مرداد، برادران قشقایی یعنی محمدناصرخان، ملک منصورخان، محمدحسین خان و خسروخان قشقایی بهعنوان سران ایل قشقایی از مصدق حمایت کردند و ایل قشقایی به تنها نیروی مسلحی که به حمایت از محمد مصدق تفنگ بدست گرفت تبدیل شد. به همین دلیل پس از سرنگونی دولت مصدق و استقرار دولت سپهبد زاهدی، املاک برادران قشقایی مصادره شده و آنها مجبور به جلای وطن و تبعید و اقامت در اروپا شدند.
خسرو خان پس از خروج از ایران راهی کشور ایتالیا شد؛ سپس در شهر مونیخ آلمان ساکن شد. تا سال ۱۳۵۷ در آنجا زندگی کرد. وی در این مدت نشریه باختر امروز رابه کمک دانشجویان جبهه ملی منتشر ساخت.
دوران تبعید برادران قشقایی در اروپا به مدت ۲۵ سال طول کشید. با پیروزی انقلاب و فروپاشی رژیم پهلوی، ناصرخان و خسروخان قشقایی در زمستان ۱۳۵۷ به ایران و محل قدرت خود یعنی فیروزآباد فارس برگشتند و با استقبال گستردهٔ عشایر ایل قشقایی روبرو شدند. آنها ضمن پشتیبانی از انقلاب، به منظور اعادهٔ اقتدار ایلی گذشته و نیز اعادهٔ نظم در منطقه قشقایی به فارس رفته و اقداماتی را آغاز کردند.
در این هنگام تنشهای سیاسی فزایندهای که در اثر آشوب و اغتشاش حاصل از فروپاشی نظام پادشاهی و شکل گیری نظام جدید فضای کشور را تحت الشعاع قرار داده بود سرانجام دامن خسرو صولت قشقایی را هم گرفت. وی که در این مدت به رغم پشتیبانی کلی از انقلاب و آرمانهای آن، با تأکید بر ادامه راه دکترمصدق و انتقاد از پارهای گرایشهای تندرو، مخالفت طیف تندرویی از عناصر برآمده از انقلاب را برانگیخته بود، در انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت کرده و در بهار ۱۳۵۹ به نمایندگی از مردم شهرستان اقلید در مجلس حضور یافت، ولی اعتبار نامهٔ وی تصویب نشد. او که هدف انتقادهای نیروها ی تندروی انقلابی قرار گرفته بود؛ هدف افشاگریها و اتهامات دانشجویان مسلمان پیرو خط امام قرار گرفت که براساس پارهای از اسناد به دست آمده از سفارت آمریکا به جاسوسی متهم شد، خسرو خان که در آن زمان در تهران بود توسط یک گروه مسلح ربوده و مضروب شد.
در پی انتشار این خبر انبوهی از مردم ایل قشقایی در اعلام پشتیبانی از خسروخان و اعتراض به این عمل تعدادی از جادههای اصلی فارس را مسدود کرده و دست به اسلحه بردند و همچنین به کلانتران و کدخدایان قشقایی در سراسر فارس – که تعدادشان ۷۰ نقر بود – آماده باش داده شد و آنها مشغول گردآوری جوانان جنگجو شدند. در همین حال دستور رهایی خسرو قشقایی از بازداشت صادر شد ولی وی در تهران منتظر ننشست و بی درنگ خود را به فارس رساند.
به رغم تلاشهایی برای حل مسالمت آمیز این ماجرا، حرکتی که به این نحو آغاز شده بود به مدت دو سال و با یک رشته زد و خوردهای پراکنده میان قشقاییها و نیروهای حکومتی ادامه یافت تا سرانجام پس از یک رویارویی نهایی در اوایل اردیبهشت ۱۳۶۱ در نزدیکی فیروزآباد، این حرکت در هم شکست.
چندی بعد در خرداد همان سال، خسرو خان صولت قشقایی به همراه چند تن از همرزمانش را در شیراز دستگیر کرده و پس از محاکمه در ۹ مهر۱۳۶۱ همان سال در فیروزآباد تیرباران کردند.
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شهرضا شهر شهید همت , خسروخان قشقایی
بزرگراه شهرضا - خوزستان
بریده ای از یک روزنامه قدیمی که در آن سخن از بزرگراه شهرضا خوزستان به میان آمده وعده ای که هیچوقت عملی نشده
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شهرضا شهر شهید همت , بزرگراه شهرضا خوزستان
عکسها و خاطرات
مدرسه تربیت شهرضا اردوی همکاران اوایل دهه 80 منطقه پادنای سمیرم

از راست آقایان عسکری - یوسفیان - جهانمردی
از راست آقایان
جهانمردی - دوالی - برهان - همت - میرزایی - طباییان - گیوی - انصاریپور - سلطانیان - عسکری
از راست آقایان
اباذری - انصاریپور - برهان - حمیدی - جهانمردی- کاویانی - اولیایی فر - گیوی - دانایی - امیری - دوالی - یوسفیان - مدنی - طباییان
سفارش میکنم برای بزرگنمایی عکسهای فوق جز اولی رویشان کلیک کنید ممنونم
عکس یادگاری دانش آموزان کلاس سوم راهنمایی مدرسه تربیت شهرضا در کنار آقایان حقجویی و حاجی
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شهرضا مدرسه راهنمایی تربیت , اردو
مدرسه تربیت شهرضا دهه 70
عکسهایی از دوستان همکار در این این واحد آموزشی

آقای سیدمهدی فاطمی رییس اداره آموزش و پرورش شهرضا
در جمع همکاران مدرسه راهنمایی تربیت شهرضا
لطفا روی عکس بالا برای بزرگنمایی کلیک نمایید


دونفر جلو- آقایان مصطفی دوالی( مدیر مدرسه راهنمایی تربیت شهرضا )- مرحوم شمس
سه نفر وسط از راست مرحوم سعید صادقی - میرزایی و سالک
سه نفر آخر ترشیزی - حقجویی و سلطانیان
اوایل دهه 70
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا , شهرضا مدرسه راهنمایی تربیت , مصطفی دوالی
جمعه این هفته 26 آذر 95 به مناسبت هفته فرهنگی شهرضا برنامه کوهگشتی برای خانواده های شهرضا تدارک دیده بودند هر چند که استقبال چندانی از این برنامه نشده بود ولی باز هم جای شکرش باقیست که هنوز هم افرادی هستند که پیشگام این گونه مراسمند و امروز نیز حضورشان با هم در این مکان یعنی انتهای صحرای چاقا فضای دلنشینی ایجاد کرده بود آقای گلابی فرماندار و آقای جعفری رییس اداره ارشاد و تنی چند از مسیولین ادارات در این برنامه حضور داشتند و دوستداران محیط زیست را در این راه همراهی کردند .







موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , کوهگشت شهرضا , صحرای چاقا
هفته فرهنگی شهرضا
محمد علی جعفری دبیر ستاد فرهنگی شهرستان شهرضا از شروع ٧ برنامه در آغاز هفته فرهنگی خبر داد
هفته فرهنگی شهرضا فرصت مناسبی است تا مردم شهرضا با ظرفیت ها و تاریخ و فرهنگ دیرینه خود آشنا شوند زیرا متأسفانه این ظرفیت های فرهنگی مورد غفلت واقع شده که نتایج ناخوشایندی را به همراه خواهد داشت.
وی اظهار کرد: ایجاد نشاط اجتماعی و معرفی ظرفیت ها و توانمندی های فرهنگی شهرستان اهدافی است که با برگزاری هفتۀ فرهنگی شهرستانها دنبال میشود، در حقیقت شهرستانها میکوشند در قالب برنامههای هفته فرهنگی مزیتهای فرهنگی خود را معرفی و امکانات مختلف خود را در این مزینه به نمایش بگذارند.
دبیر همایش هفته فرهنگی شهرضا با اشاره به برگزاری برنامههای این هفته از ٢٢ تا ٢٨ آذرماه، بیان کرد: در نخستین روز از هفته فرهنگی شهرضا جشن های مدارس شهرضا در دبیرستان دخترانه «بهرامی» از ساعت ١٠ و دبیرستان دخترانه «حکیم فرزانه» از ساعت ١١ آغاز میشود.
جعفری ادامه داد: برگزاری جشنواره ایده برتر در «سالن شهید چمران» دانشگاه آزاد اسلامی شهرضا از ساعت ١٢، آغاز نمایشگاه خوشنویسی در «نگارخانه حکیم الهی» از ساعت ١٦ و آغاز برنامه «هفت شب تئاتر شهرضا» در مجموعه فرهنگی «تالار سرو» از ساعت ١٩ برنامه های دیگری است که در این روز اجرا میشود.

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , هفته فرهنگی شهرضا , ارشاد شهرضا , محمد علی جعفری
آفتاب تراش
بعضی وقتا اصطلاحاتی به گوشمون می خوره که لااقل برای نسل جدید تازگی داره این کلمات و اصطلاحات گاهی مختص یک شهر خاص است . مثل همین کلمه آفتاب تراش
امروز در مسیرم با دیدن دو پیر مرد که در کنار دیوار نشسته بودندمنو یاد این کلمه انداخت . آخه اون روزا موقع زمستون مردم کار خاصی نداشتند و بیشتر وقتا کارشون نشستن سینه دیوار و استراحت کردن بود .
برا همین توی تلگی آفتاب پشتشونو به چینه های گلی وا می دادند و به قول امروزیا حمام آفتاب می گرفتند و گل می گفتند و گل میشنفتند .
بین این وقت گذرانی گاهی هم سرگرم خوردن خوراکی می شدند یکی از خوراکیای اون روزا هویج اصیل ایرانی یا همان زردک بود زردک محصولی بود که در فصل زمستان به عمل می آمد . از آنجا که دندان خوردنش را نداشتند برای راحتی کار آنرا شسته و با چاقو شروع به رنده کردن یا به عبارتی تراشیدنش می کردند . به همین دلیل مردمشهرضای قدیم (قمشه) چون این کار را زیر آفتاب زمستان با لذت انجام می دادند این میوه یا به عبارتی خوراکی مفید را ( آفتاب تراش ) می نامیدند .محصولات دیگری مثل ترب و چغندر و اسفناج و انار و تنقلات خصوصا نخود چی کشمش پا به پای آفتاب تراش یار و همراه مردم آن روزگار بود .
زردک در این فصل در بازار پیدا میشه و خوردنش بسیار مفیده ازش غافل نشید
مصطفی جهانمردی پاییز 95

موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , زردک , آفتاب تراش
جمعه دوازدهم آذرماه سال٩٥
سالگردزنده یادمحمدضیایی:
با وجود هوای سرد نسبتا بارانی اکثر گروه های کوه نوردی شهرضا، صبح امروز، به یاد همنورد عزیز محمد ضیایی از کوه شتری صعود داشتند.
لحظاتی کنار سنگ یاد بود مرحوم محمد عزیز در بلندای کوه شتری فاتحه ای نثار روح بلند این بزرگوار نمودند و
پس از فرود در دامنه ی کوه شترى، مورد استقبال و پذیرایی مفصل خانواده مرحوم ضیایی قرار گرفتند. آنگاه
هنرمند گرامى آقای علی آقاسی در دستگاه ماهور نی نوازی کرد.سپس آقای دکتر رضایی زاده متخصص داخلی در مورد توجه به سلامت جسم و روح هنگام ورزش،کوه نوردی و دوچرخه سواری نکات قابل توجهی برای حاضرين ایراد کردند.
جا دارد از خانواده ی مرحوم ضیایی خانواده ی آقای کمال مومنی وهنرمند عزیز آقای علی آقاسی ، جناب آقای غلامحسین عموهادی کوهنورد حرفه ای شهرمان وآقای دکتر رضایی زاده و همه گروه های ورزشی که عنایت کردند و با حضورشان به جمع سوگواران رونق بخشيدند، تقدير شود.
گروه عاشقان طبیعت ودوچرخه سواران شهرضا و یاران کوه شتری در این همایش شرکت فعال و مشهودی داشتند
همچنين امروز کوهنورد حرفه ای شهرمان آقای غلامحسین عموهادی گرانقدر هدایت و مسئولیت صعود و فرود همه ی خواهران و برادران را به عهده گرفتند از طرف دوستان کوهنورد هیئت کوه نوردی شتری ، عاشقان طبیعت و دوستان ورزشکار از همت و تلاش این بزرگوار نهایت سپاسگزاری را داریم.
جاى مسئولين محترم ورزش شهرمان هم در اين همايش مردمى خالى بود كه انشا الله در تجمع هاى بعدى با اين حركت هاى مردمى همراه شوند
کتابفروش قدیمی شهرضا " پدر زنده یاد محمد ضیایی


موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , زنده یاد محمد ضیایی , شهرضا
امروز که به کوه شتری شهرضا رفتم و آقای محمد اسحاقی را جلودار جمعی از جوانان ورزشکار دوچرخه سوار دیدم که این شیب تند را در کوه رکاب زدند و بالا آمدند به خودم بالیدم و از دیدن چنین دلاوران علاقه مند در شهرم شهرضا به خودم افتخار کردم .همین دوستان بودند که با دوچرخه چندی قبل تا تبریز رکاب زدندتا نام شهرضا را شهر به شهر به دیگر هم وطنان بشناسند . استاد محمد اسحاقی در خیابان ابوذر نبش کوچه محله میران مغازه گوشت فروشی دارند ولی وجود چنین کسب پر مشغله موجب نشده تا به انجام این ورزش پر هیجان نپردازد . از سویی این شوق و علاقه وی جوانان زیادی را به این مسیر سالم و پر نشاط علاقه مند نموده است . برای این همشهری ورزشکار آرزوی موفقیت بیشتر از خدای متعال آرزو مندیم

موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , دوچرخه سوار , شهرضا
همراه با آقایان سهیل محمودی و ساعد باقری استادان شعر معاصر ایران در شهرضا عکسها از چشم دوربین دوست عزیز آقای دکتر کرمانپور می باشد

آقای دکتر حسین کرمانپور

بر مزار شهید همت

ورودی بازارچه مسگرهای شهرضا
به یاد خاطرات خوب گذشته در فضای دل انگیز یکی از تیمچه های بازار شهرضا
من به یک احساس خالی دلخوشم
من به گل های خیالی دلخوشم
در کنار سفره اسطوره ها
من به یک ظرف سفالی دلخوشم
مثل اندوه کویر و بغض خاک
با خیال آبسالی دلخوشم
سر نهم بر بالش اندوه خویش
با همین افسرده حالی دل خوشم
در هجوم رنگ در فصل صدا
با بهار نقش قالی دلخوشم
آسمانم: حجم سرد یک قفس
با غم آسوده بالی دلخوشم
گرچه اهل این خیابان نیستم
با هوای این حوالی دلخوشم
شعر از سهیل محمودی
یادگار از تو همین سوخته جانی است مرا
شعله از توست ، اگر گرم زبانی است مرا
به تماشای تن سوخته ات آمده ام
مرگ من باد که این گونه توانی است مرا
نه زخون گریه آن زخم ، گزیری ست تو را
نه از این گریه یکریز ، امانی است مرا
باورم نیست ، نگاه تو و این خاموشی؟
باز برگردش چشم تو گمانی است مرا
چه زنم لاف و رفاقت ؟ نه غمم چون غم توست
نه از آن گرم دلی هیچ نشانی است مرا
گو بسوزد تنه خشک مرا غم ، که به کف
برگ و باری نبود دیر زمانی است مرا
عرق شرم دلم بود که از چشمم ریخت!
ورنه برکشته تو گریه روا نیست مرا
شعر از ساعد باقری
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , بازار شهرضا , مزار شهید همت , استاد سهیل محمودی و ساعد باقری
شهرضا و مهمانان اربعین امسال
امسال اربعین شهرضا میزبان دو شاعر مردمی و دوست داشتنی کشور بود .
استادان عزیز آقایان سهیل محمودی ( شاعر و نویسنده و مجری ) و
ساعد باقری ( مجری وشاعر سرود جمهوری اسلامی )
برای حضور در برنامه عاشقانه های اربعین در تالار سرو مهمان مردم شهرضا بودند .
صبح روز شنبه افتخار مشایعت این عزیزان را در بازار شهرضا داشتم که بعد از زیارت شاهرضا و قبر شهدا خصوصا شهید همت این گردشگری صورت گرفت .
عصر این روز این بزرگواران در میان شعرا و اهالی ادب و فرهنگ شهرضا در مکان کتابخانه علامه طباطبایی حضور یافتند . و سپس در جمع کثیرعزاداران ادیب اربعین شهرضا در تالار سرو به تحلیل اشعار مرثیه شعرای فارسی زبان پرداختند که همراه این برنامه آقای باباربیع و فرزندشان نیز برنامه مناسبی اجرا نمودند .

از راست آقایان حسامی شاعر شهرضا و سهیل محمودی و ساعد باقری
بازار شهرضا تیمچه رجایی
آقایان سامع و سهیل محمودی و ساعد باقری و دکتر حسین کرمانپور و


در جمع شاعران شهرضا و شعر خوانی آقای مولاییان معاون فرهنگی شهرداری شهرضا

رفع خستگی در آرامش بازار

استاد سهیل محمودی

دکتر حسین کرمانپور در حال گرفتن عکس از دوستان

استاد ساعد باقری در کنار سکوت حاکم بر بازارمسگرهای شهرضا

خوشنویسی استاد محمد علی جعفری و استاد محمودی
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , انجمن ادبی مرحوم آشفته شهرضا , استاد سهیل محمودی و ساعد باقری
عکسی که سال 58 گرفتم و عکسی که آبان 95 از این برج تاریخی شهرضا گرفتم !!
درباره برجهاى سِنْبَندى كه برفراز كوه دُملا يا دامزاد ساخته شده است،روايت هاى متعددى وجود دارد اما مهمتر از همه حال امروز اين برج هاست
سن بندی به روایتی برج علامت و شناخت مسیر برای مسافران بوده
به روایتی در ایران باستان با آتش گذاشتن برآن علایم را مثل مورس گزارش می کردند
ولی یک روایت هم به اسمش بر میگردد یعنی دعاهایی در آن می نهادند که از حملات سن و ملخ جلوگیری کنند
هر سه موضوع جای بحث دارد
این کوه مجاور شرقی شهرضاست و نیم قرن قبل سه برج سالم بود ولی متاسفانه این چیزی است که امروز 21 آبان 95 بر فراز این کوه من دیدم
#سنبندی_شهرضا
#مصطفی_جهانمردی
ضلع شمالی شهرضا از فراز کوه سن بندی ( دملا) در سال 95 نکته جالب اینکه درست در همین لحظه ایکه من این عکس را میگرفتم بر روی کوه پشت سرم کوه سفیدی حادثه ای برای یک کوهنورد در حال وقوع است که خبر آنرا از این سایت مطلع شوید البته موضوع با کمک هلی کوپتر امداد اصفهان به خیر و خوشی تمام شد .
http://shahrezanews.ir/110426
برای بزرگنمایی روی عکسها کلیک نمایید
ضلع شمالی شهرضا از فراز کوه سن بندی ( دملا) در سال 58 - مصطفی جهانمردی
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , کوه دملا , دامزاد , سن بندی
گردشگری شهرضا
شهرمان شهرضا غریب است مسئولیت آشنا کردن دیگر هموطنان عزیزمان با شهرضا بر عهده خود ماست . در این مورد یکی دونکته به نظرم رسید که بیان آن را برای همشهریان دلسوز و فرهنگ دوست لازم دیدم .
سعی کنیم به شکلهای گوناگون بکوشیم تا شهر را از این حالت انزوا و بی تحرکی خارج کنیم یکی از این کار ها دعوت از اردو ها ی اداری و دانش آموزی و گردشگری از شهر های دیگر به این منطقه است . کاری که بسیاری از شهرستانهای کشور انجام داده و آن مناطق را به قطب توریستی کشور تبدیل کرده اند .با شروع این حرکت کم کم کاستی ها شناخته میشود و با همکاری افراد مشتاق به میراث فرهنگی این کاستی ها به مرور بر طرف می گردد . در این زمینه ما فعلا در یک حالت بلاتکلیفی قرار داریم و چیزی به اسم گردشگری در شهرضا رسما به راه نیفتاده است و این نیازمند اتصال به مراکز گردشگری سایر شهرستانها و دعوت کردن گروه ها به این شهر است . هرچند در ابتدای کار مشکل و نشدنی به نظر می رسد ولی باید کوشید
به مصداق سخن زیبای مولوی : ) کوشش بیهوده به از خفتگی ( است
کوشش ما در این زمینه فعلا منافع مادی برای شهر ندارد ولی این کوشش بیهوده نیست چون موجب روشن شدن موتور این کار برای استفاده آیندگان می شود
اما قسمت اصلی این امر مهم به گردن مدارس و مسئولان آنهاست و یا به بیانی دیگر .
انجام قسمت مهمی از کار گردشگری باید از مدارس شهر شروع شود .
متاسفانه خیلی از همشهریانمان آشنایی چندانی با آثار و ابنیه تاریخی شهر ندارندو نه تنها خود بزرگتر ها نسبت به موضوع اهمیت نمیدهند بلکه به همین نسبت کودکان را نیز به دیدن و آشنایی با تاریخچه و فرهنگ و ابنیه شهر همراهی وترغیب نمیکنند . و این بسیار تاسف بار است . هر چند این یک درد کلی مملکت است و همه جا به چشم میخورد چنانچه اصفهانی و یا شیرازی های زیادی هستند که هنوز حتی داخل چهل ستون و عالی قاپو و یا تخت جمشید را ندیده اند .
ایجاد انگیزه توجه به میراث فرهنگی وظیفه فرهنگیان عزیز شهرمان است . اماکن زیادی برای بازدید دانش آموزان در شهرضا وجود دارد ولی توجه چندانی نمی شود . بازارچه قدیمی با چهارسوق و تیمچه ها و کاروانسراها و مسجد جامع و کسب و کار های روبه فراموشیش حرفهای زیادی براگفتن دارند . مساجد نو و خان و حاج عبدالحمید و عصار خانه گوشه دیگری از فرهنگ شهرمان است . کارگاه های هنری و سنتی قدیمی فراوان از جمله سرامیک سازی و کوزه گری در شهرضا وجود دارد که برای کودکانمان بسیار جالب و جذاب است . در اطراف شهر از کارخانه نوین و خانه مدرس در اسفه تا ده ها برج کبوتری ( که متاسفانه همه اش روبه غروب و ویرانی است ) و برای بیان زندگی یک قرن پیش مردم شهرضا و آشنایی با زندگی اجتماعی آنان مفید است . برای آشنایی بیشتر با اماکن قدیمی باید همشهریان بخصوص دانش آموزان از قلعه های روبه ویرانی دهک و مسینه و سولار وبقیه قلعه ها ی ضلع جنوبی شهر دیدار کنند .
به یاد داشته باشیم هیچ توریست و گردشگری برای دیدن ساختمانهای نوساز ما رغبت و علاقه ای ندارد مردم دنیا هزینه های سنگینی را متقبل میشوند تا از این سوی دنیا به تماشای مکانی که بوی خوش کاهگل گذشته را میدهد به آنسوی دنیا بروند . باید یاد داشته باشیم هر ساختمانی برای ویرانی و نوسازی مناسب نیست و گاهی باید از اماکن قدیمی قابل مرمت به جدیت مراقبت گردد . کوتاهی کردن در این مقوله ضرر و زیانش به کودکانمان بر می گردد چون جذب گردشگر و رونق گردشگری رونق اقتصادی و کار را در آینده در پی خواهد داشت . حقیر به عنوان یک همشهری در صورت نیاز به همراهی و راهنمایی در حد وسعم برای هر گروه و مدرسه ای در این راه اعلام آمادگی می کنم تا بتوانیم به مرور این مهم را انشاءالله به انجام برسانیم .
مصطفی جهانمردی 09132217210




کس نخارد پشت من
جز
ناخن انگشت من
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , میراث فرهنگی شهرضا
با دوستان
گاهی که دوستانی را پس از چندین سال زیارت می کنی جانی دوباره می گیری و امروز از این روز ها بود
مصطفی جهانمردی - حاج مسیح الله تسلیم - عباسعلی فرجام و حسین حیدر پور

از چپ آقایان جهانمردی و حیدر پور و پورحسین و دوستان دیگر

از راست آقایان سبزواری - مرادخانی - دهقان

از راست آقایان علی طالبیان - حسین حیدر پور - اسماعیل مجیری - محسن آقاسی - رحمت الله براهیمی - حیدر حیدر پور و اصغر رضایی
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , دبیران دهه 60 دهاقان
دوستان هونجان
دیروز قسمت شد در هونجان بودم البته با همراهی دوستان خوب آن دیار . روز بسیار خوبی بود چون دوستان آن سالهای دور را از نزدیک دیدار کردم . هرچند حضورم مصادف با یک برنامه تشریفاتی اداری به مناسبت پدافند غیر عامل بود ولی عامل خوبی برای برای دیدن همکاران سالهای اول انقلاب شد .
دیدن آقای حاج حسینقلی قائدیها مرد بزرگ و نیکو کار و نیکو اندیشی که تمام زندگیش را وقف خدمت به مردم آن دیار نموده که این کار بر کسی پوشیده نیست وی اولین مدیر کاریم بود وی همان سال 57 باز نشسته گردید . پسر این بزرگوار آقای حاج محمدحسن قائدیها مدیر کل آموزش و پرورش استان اصفهان است که این سفر به همت و همراهی این عزیز انجام گرفت هنوز مثل آنسالهایی که به مدرسه ما سر می زد و یک دانش آموز دبیرستانی بود همچنان خونگرم و صمیمی است . دوست دیگر ی که دیدنش مرا شادمان کرد آقای بهرام احتشامی است که اوایل انقلاب دانش آموزمان بود و اکنون یکی از معاونین و مشاورین اداره کل اصفهان است و پس از سی و چهار سال وی را دیدر نمودم . در این روز دیدار دوستان دیگری نیز از جمله آقای حاج نصرالله قائدیها دومین مدیر مدرسه ام نصیبم شد .مسئولین اداری شهرضا آقایان گلابی فرماندار و نماینده شهرضا خانم محمودی و آقای ملکیان رییس آموزش و پرورش و همچنین مدیر کل امور عشایر استان همراه جمعی دیگر از روسا و مسئولین ادارات شهرضا در این مراسم حضور داشتند .


از راست آقایان حاج محمدحسن قائدیها حاج نصرالله قائدیها و بهرام احتشامی


مسئولین اداری شهرضا و استان و خانم محمودی نماینده شهرضا در حال اهدای جوائز


موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , هونجان , قائدیها
محسن مجدم
از مهر 71 تا مهر 95
سالها از او خبری نداشتم تا اینکه روزی در وبلاگم پیامی گذاشت و از اوضاعش کمی باخبر شدم بعد از اون گاهی باشماره اش تماس میگرفتم یا اینکه اونو اتفاقی در خیابان میدیدم . مرحوم محسن مجدم زمانی که اوایل دهه هفتاد تاریخ و هنر درس میدادم در مدرسه راهنمایی تربیت دانش آموزم بود مهربان و باذوق بود تنها نقاشی که از آن سالهای خاطره انگیز بچه ها دارم از اونه هر وقت نقاشی اونو میدیدم یادش میافتادم در نقاشیش هم مثل زندگیش غمی از تنهایی موج میزد همانطور که در نوجوانی بالای نقاشیش کلمه تنهایی را نوشته بود تا اینکه چند روز قبل عکسشو روی یک اعلامیه بر دیوار دیدم و حسرت دیگری بر حسرت از دست دادن دوستی دیگر افزوده شد یادش گرامی و روحش شاد
مصطفی جهانمردی مهر ماه 95

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , به یاد محسن مجدم








موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , عاشورا 95 شهرضا , 41 منبری
| مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.





























































