بعضی وقتا اینجوریه که اونجوری میشه بَ____له

موضوعات مرتبط: فرهنگی ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , ریاکاری , زندگی
روایتی دیگر (3)
قبل از شروع به نوشتن و تحریر حضرنامه اندر حکایت حال و هوا این شهر غریب یعنی شهرضا اصلح است که از صفحات یک سفر نامه قدیمی چند سطر بر گزیده و و حال و هوای بیش از یک قرن پیش را در یابیم و ببینیم یک بانوی جهانگرد به نام ( مادام دیولافوآ )همسر یک باستان شناس فرانسوی قمشه ما را چگونه دیده .......
بقیه در ادامه مطلب

بازارچه قدیمی شاهرضا تا همین دیروز بود ولی امروز !!!
بازارچه ای که به دلیل بی مسئولیتی مسئولین بیش از دو دهه قبل شهرضا تخریب گردید
یک دوست همراه:
نمی دانم چرامادرخراب کردن استادیم؟این بازارچه اصالت خاص خودش راداشت .بااین که از8سالگی به بعددیگربامادربزرگم به شهرضانیامدم ولی باورکنیدهنوز کودک درونم همان جا تا8سالگی ام دربازارچه شهرضا وآن صحن قدیم وقمشه وبستنی های اصل ِ اصلش مانده است .برآن که خراب می کندبدون فکر نفرین باد. عکس قشنگی است دست تان دردنکند.
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , امامزاده شاهرضا
ادامه مطلب
انجمن ادبی مرحوم آشفته شهرضا
تابستان امسال در مراسمی اعضای انجمن در عصر یک روز گرم مرداد بر مزار مرحومین آشفته و پریش
گرد آمدند عکسهای مربوط به این مراسم را به تازگی در سایت سینا خبر دیدم به جا دیدم ضمن سپاس از عکاس جوان جناب ملکی این عکسها را به طریق gif در وبلاگ به نمایش بگذارم لازم به ذکر است که بعضی اساتید انجمن جایشان در عکس خالیست .

برای بزرگتر دیدن عکس روی آن کلیک نمایید
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , انجمن ادبی مرحوم آشفته شهرضا
شهید نصرالله جهانمردی و دوستان بسکتبالیست
عکس در سال 62 گرفته شده و در آن معلمان بسکتبالیست
آن سالها که اکثرا هنوز هم اهل ورزشند در این عکس جمعند

ایستاده از راست آقایان علیرضا رحمتی - سید خلیل رضویان -حسین سبزواری - ؟؟؟ - بیطرف -
کریم سرحدی - شهید نصرالله جهانمردی - اسماعیل مجیری - مظفر لطفی - حسین گلابی - محمد علی دهقان
نشسته از راست - مرحوم مسعود جوادی - ولی الله گلابی - رحمت الله انور - کاوسی - معینی
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , شهید جهانمردی , مرحوم مسعود جوادی
افتتاح نمایشگاه آقای امین نصیبی


موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , گرافیست نوجوان امین نصیبی
یاد دوست
این عکس و دو سه عکس دیگر توسط آقای مطفر لطفی دوست خوبم به دستم رسید
من و ایشان چند نفر را نشناختیم ولی با کمک هم شناختیم حرف سر اینه که گرد زمانه بد جوری روی همه چیز را می پوشونه حواسمون باشه جوگیر نشیم که روزگار به چشم بر هم زدنی همه چیز را دگر گون می کنه
این عکس دنباله همن عکس دسته جمعی با دوستان در سال 57 همدان یعنی 37 سال !! قبل است ما اردو بودیم و دوستان در بروجرد سرباز بودند . بعد از این مسیر ما به همدان رفتیم .

ایستاده از راست : مصطفی جهانمردی - علی محمد کاویانپور - فضل الله برنجی - دوست بروجردی - احمد رضا کاویانپور - مظفر لطفی - مرحوم جعقر گیو پور
نشسته از راست : حیدر آقاسی - نادر آقاسی - حبیب الله تاکی ( دبیر ریاضی )- نعمت الله ماهر - مسیح الله تسلیم - ناصر آقاسی - حمید رضا اطرشی
تابستان 1357 پارک بروجرد
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , ااردو
پایانِ نامه
ببینیم و بیندیشیم

اگر شیری اگر میری اگر مور گذر باید کنی آخر لب گور والسلام
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , گور , پایانِ نامه
حاج یوسف
بچه که بودیم هر روز عصر و یا روز های تعطیل در کوچه های خاک و خلی محله مون با بچه های محله یا سنگ و قوزی یا هفت سنگ و یا پلاچفتک بازی می کردیم . نزدیک غروب که می شد در این ماه های پاییز منتظر رسیدن کشاورز بلند قامت و خوش اخلاق محله بودیم تا سوار بر الاغ درشت اندامش از راه برسه . در کوچه های اون روزها وسیله نقلیه ای مثل امروز رفت و آمد نمی کرد فقط گاهی درشکه تیمور درشکه چی تلق تلق کنان از کوچه در میشد و یا گاری حمل بار که آرد برای نانوای محله می آورد . ولی رد شدن الاغ مش یوسف رد خور نداشت و بیشتر روز ها که تنگ غروب از صحرا میومد از کنار بچه ها می گذشت . بچه ها می دونستند در دو تا لوده ای که دوطرف الاغش آویزونه خوراکی داره و در آن ایام بیشتر وقتها بار اون انگوره . اون جلو تر آماده بود که تا به بچه ها برسه باید جیره شونو بدهد و اونا را خوشحال کنه . برای هر بچه دست در لوده خودش می کرد و یک خوشه انگور کف دست های بچه ها میگذاشت . هنوز طعم شیرین اون انگور هایی که از دست خدا بیامرز مش یوسف می گرفتیم از دهنمون بیرون نرفته . چون در اصل طعم انگور نبود بلکه طعم شیرین زندگی بود . طعم شیرین مهر و محبت و انسانیت بود که دهان کودکان بازیگوش را شیرین می کرد . همیشه دنبال عکسی از اون مرحوم می گشتم تا اینکه عکسی از وی در میان عکسهای عموی مرحومم استاد اصغر پیدا کردم که پشت گاوهایش ایستاده و در حال شخم زدن زمین است یاد و خاطره اش را گرامی می دارم و از خدا می خواهم که در حد توانمان لیاقتی به ما بدهد تا ما نیز در طریق مهر ورزی خاطره خوشی در دل کودکان امروز و مردان آینده باقی بگذاریم . انشاءالله

از راست مرحوم استاد اصغر جهانمردی --نفر دوم ؟؟ - سوم مرحوم حاج یوسف یوسفیان -- چهارم استاد محمد جهانمردی و نفر آخر حاج احمد یوسفیان فرزند حاج یوسف (عکس حدود سال 45 یا 46 )
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , حاج یوسف یوسفیان
برای خواندن آخرین مطلبشان راجع به شهردار جدید روی عکس کلیک نمایید
منزل آقای گلزاری عاشورای امسال
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , بهنام طبیبیان
جناب آقای گلابی فرماندار محترم شهرضا
سلام امیدوارم آنچه را می نگارم همکارانتان به استحضار شما برسانند شاید هم خود شما از همسفران وبلاگم باشید چیزی که اگر باشد علامتی امیدوارانه بر اعتلای فرهنگ شهرضاست چون.................بقیه در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , فرماندار شهرضا آقای گلابی
ادامه مطلب
عکس و مکث
مرحوم آقاخانی است کارگر مخابرات بود یادمه در اولین دوره شورای شهر کاندیداتور بود در کنار خیلی از افراد سرشناس و معروف جالبه که رای او در ردیف ده نفر اول بودالبته به شورا وارد نشد ولی خیلی ها که ادعا داشتند در رده های بعدی قرار گرفتند . چون مردم جدای از مسایل دیگر خواهان صداقتند این عکس آنالوگ را حدود بیست سال قبل با دوربینی که مشکل داشت در یکی از راهپیمایی ها ازشون گرفتم در حالی که مادرش که فکر کنم مرحوم شده با عصا عقب دوچرخه نشسته است

موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , عکس و مکث , عکس
دوستان برای دیدن این کلیپ کلیک نمایند
پنجشنبه 14 آبان 94 مراسم چهلم یکی از این عزیزان مرجوم حاج عبدالرضا میرزایی است
این مراسم عصر این روز در بیت الاصغر برقرار است و در ادامه دوستانش بر مزار وی به سوک مینشینند

عکس از روز وداع راهیان حرم الهی در صحن شاهرضا
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , حاج عبدالرضا میرزایی , هیات حضرت علی اصغر شهرضا
هفته نامه شهرضا یکشنبه 10 / 8/ 94
روایتی دیگر ( 2 )
و اندر حکایت شوارع عجیب یادی کردیم و از آن نوشتیم اما گفتنی هایش بسیار و شنیدنی هایش بی شمارند . برای تمثیل گوش چشمی داریم بر قسمتی از این راه های ماندگار در تاریخ . در سمتی از بلاد قمشه صحرایی است آن را چغاد یا چاقا نام . که در کتابت چاه آقاو گاهی چغاد نویسند ولی به زبان عوام چاقایش گویند . این مزرعه...............بقیه در ادامه مطلب
روی عکس کلیک کنید تا بهتر این کلاف سر در گم را ببینید
موضوعات مرتبط: یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , راه صحرای چغاد شهرضا
ادامه مطلب
برادری که به جای برادر اشتباه گرفتم
که ای کاش اشتباه نگرفته بودم
آيتالله قدرتالله نجفيقمشهاي
فقط خدا کند از گرده این مردم زحمتکش پلکان ترقی نسازند و خون این همه شهید را ندیده نگیرند .

آيتالله قدرتالله نجفيقمشهاي و برادرشان شیخ نعمت الله نجفی
برای آشنایی بیشتر روی عکس کلیک نمایید
پی نوشت : گویا در روز عاشورا من شیخ نعمت الله را با نماینده قبلی اشتباه گرفته بودم که کاش خودشان بودند و و ......
به دلیل اینکه هر چه در بالا نوشتم در واقع وجود نداشته و .. هیچی دیگه بی خیال !!!
به هر حال ممنون از آقای صالح که متذکر شدند
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , آيتالله قدرتالله نجفيقمشهاي
جوانان استثنایی
در بلوار کشاورز جنوبی شهرضا مرکز آموزش استثنایی باغچه بان قرار دارد در این مرکز که مختلط می باشد از دوران ابتدایی تا دبیرستان دانش آموز ولی به تعداد کم دارند در تابستان این سه دانش آموز ناشنوا که بسیار پر انرژی و فعال و در عین حال رئوف و مهربانند با من دوست شدند امروز با این عزیزان که در کلاس هشتم درس میخوانند عکسی گرفتم و چون قول دادم عکسشان را در وبم بگذارم خود را موظف به این کار دانستم . به این بهانه از مجموعه کادر زحمتکش این مرکز به مدیریت سرکار خانم داراب قدردانی مینمایم . تا کسی از نزدیک نظاره گر کار مربیان این مرکز نباشد قادر به لمس زحمات این مربیان سختکوش نمی باشد برای همه آنها آرزوی موفقیت دارم

موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , مرکز استثنایی باغچه بان شهرضا
پیر مرد آبکش و چرخ حاه
این عکس را قبلا در وبلاگ گذاشته بودم ولی از آنجا که حدود یک سال و نیم از مطالب در سایت بلاگفا حذف شد دو باره آنرا در وبلاگ تقدیم می کنم

برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , چرخ چاه
سیلاب
دیدن بعضی تصاویر سیل اخیر در ایلام انسان را به یاد فیلمهای تخیلی هالیوود می اندازد
وقتی به عکسهای این حوادث نگاه می کنی گویی به عکس بعضی از این فیلمها می نگری
گاهی در مقابل جبر طبیعت کاری از دست انسان ساخته نیست برای مثال وقتی در ژاپن آن سونامی وحشتناک اتفاق افتاد دولتمردان و مردم این کشور در مقابلش شوکه شدند چون هر زیر ساختی را با خود به نابودی کشید .در اینجا فقط می شود دستهارا برای دعا رو به خدا بلند کرد وگرنه هیچ چیز جلوی بعضی بلا ها را نمی گیرد فقط با پیش بینی ها از تلفات انسانی می شود جلوگیری کرد .
(به هر حال قربونود برم خودا جون قمشه مو کا اصلُش جون و جلای این همه آب و دلابا ندره
سر ده دَی قِه فاتحش خوندس پس حوامونا داشته باش )

پیش بینی تصویری حقیر از سیل در رود خانه فصلی سود آباد شهرضا
و دو عکس زیر حادثه فعلی سیل در ایلام


موضوعات مرتبط: فرهنگی ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , سیلاب درشهرضا
عبرت
درروز حرکت 41 منبری یعنی عصر تاسوعا در کوچه پس کوچه های شهرم شهرضا دمی با آین گروه همراه شدم البته در این مقوله یعنی تحلیل این گروه عزادار قلم را سخن بسیار است که اگر عمری باشد باز هم خواهم نوشت چون قبلا در سالهای قبل اشاره ای نموده ام .( برای خواندن مطلب اینجا کلیک نمایید ) اما در کوچه ای نام آن را سؤال کردم یکی از اهالی قدیم نام عجیبی گفت که تا کنون نشنیده بودم . (کوچه ی مرده خورها )نام قدیمی کوچه بود و او به نقل از پدرش می گفت در ایام قحطی های گذشته درخانواده ای عیالوار کودکی فوت می کند و مادر برای جلوگیری از مرگ بقیه کودک مرده را برای بقیه یواشکی پخته و خوردشان می دهد البته در این زمینه خوردن اسب و سگ مرده را در بعضی شهر ها ی بزرگ شنیده بودم ولی این نمونه را نشنیده بودم . بعد در آن محل در داخل خاک کناره خانه ای قدیمی و مخروبه اسکلتی را که لای دیوار بودند را نشان داد . قبلا نام قبرستان حسن شاه را می دانستم که پشت بیمارستان قدیمی شهر است و خانه های زیادی بر آن بنا شده است . گویا لابلای پی ساختمان های قدیمی هنوز آثاری از این قبرستان باقی است که حاکی از قدمت شهر است . در این میان به یاد اشعار عمر خیام افتادم که با اشکال مختلف مرگ و زندگی را گوشزد می کند و همه ما در جایی که شب آسوده سر بر زمین می نهیم شاید کسی در زیر سر ما در خاک آرمیده و یا در این مکان خونها بر زمین ریخته شده و یا پایکوبیها شده است .و
بی جهت خیام نمی گفته :
ای دیده اگر کور نئی گور ببین
وین عالم پر فتنه و پر شور ببین
شاهان و سران و سروران زیر گلند
روهای چو مه در دهن مور ببین

موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , عبرت , گورستان حسن شاه
شاعر جوان خوش قلم جناب آقای صرافان به یاد شهید حاج محمد جعفر فلاح شعر زیبایی سروده و در سایتشان گذاشته اند که شما دوستان را به خواندن شعر و دیدار از وبلاگشان دعوت می نمایم
برای دیدار از سایت ایشان کلیک نمایید
تقدیم به شهید بیت الله، "حاج محمد جعفر فلاح", که بعد از نماز امام زمان با زبان روزه، کنار مقام ابراهیم به شهادت رسید:
مدینه کوچه ها را گشت و هی بیتاب مادر شد چقدر آنجا هوایی شد، چقدر آنجا کبوتر شد
نگاه انداخت بر قبر حسن، قلبش به درد آمد کنار پنجره باران گرفت و گونه اش تر شد
به سجاد و به باقر از صمیم دل سلامی داد مرید صاحب اسمش، امام عشق، جعفر(ع) شد
سلامی بر جمال مصطفی داد از صمیم دل کنار گنبد خضرا، پر از عطر پیمبر شد
کسی گرد حرم دنبال یاری مهربان میگشت کسی که از دم یامهدیش، مکه معطر شد
اگر مُحرم کمی مَحرم شود در خانه می ماند که بود این نفس پاکی که چنین مهمان دلبر شد؟
به دور یار گشت آنقدر تا مجنون صفت، آخر کنار خانه ی لیلا، میان خون شناور شد
زبان تشنه چون سالار عاشقها به خاک افتاد به جنت پر زد و رکن و مقام از خون او تر شد
چقدر از جام عشق مرتضی نوشیده بود آنجا که قربانگاه احرامش تولدگاه حیدر شد
ببر پیغام ای زمزم برای تشنگان عشق بگو پروانه ای پر سوخته، افتاد و پرپر شد
اگر پرسید مادر آن گل گم کرده ی من کو؟ بگو حاجی محمد جعفرت مهمان کوثر شد
قاسم صرافان
موضوعات مرتبط: شعر ، یادنامه ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , قاسم صرافان , شاعر , شهید حاج محمد جعفر فلاح
عکس و مکث


بقیه در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , عکس و مکث , عکس
ادامه مطلب
(هفته نامه شهرضا 3 آبان 94)
روایتی دیگر
و اما گویند قمشه در دوازده فرسنگی اصفهان در مسیر شهر گل و بلبل یعنی شیراز واقع است .بیابانهایش تمامی سر سبز و خرم بوده و در حوالی آن کبک و آهوی بسیار می خرامیده و می چریده است . در داخل شهر و اطراف آن قنوات زیادی بوده است که آب فراوان و گوارایی داشته اند . به برکت نعمت آب و وجود خاک زرخیز باغهای زیادی در اطراف آن بود . محصولات آن باغهاو مزارع هر کدامش ولایتی را کفایت می نموده و این ولایت را زبانزد عام و خاص مناطق دیگر کرده بود . گندم و جو و پنبه در کنار انار و انگور کشت می شده چشمگیر وکشمش آن را حلاوتی و حکایتی بوده است عالمگیر .
روزگاری در اطرافش بوده است حصاری بلند که شهر را دور می داشته از هر گزند . اهالیش برجها و دروازه های بسیار در ورودی ها تعبیه نموده و مردمش بدین سبب از حمله بیگانگان از هر جهت بودند آسوده .
روایت می کنند که ساکنینش بوده اند زحمتکش و سخت کوش و تا حدی به گفته یک سیاح اجنبی کمی دیرجوش شاید به سبب وجود دشمنان همچون وحوش .
انواع منسوجات و البسه و امتعه در آن به وفور وجود داشته که نیاز تمام ولایات اطراف و اکنافش را تامین می نموده و خیال هر تاجر ی از این بابت بوده است آسوده .
زمانی قمشه اش گفتند و روزگاری شهرضایش نامیدند و باز در برهه ای قمشه شد به استناد نام قدیم . ولی روزگاری است که باز نامش شده شهرضا به حرمت امامزاده ای در جوارش به نام شاهرضا از زمانی که شاهی از آن عبور نمود با نام رضا . قمشه بودنش را بعضی پیران روزگار حکایتی دارند شنیدنی .
گویند شاه شجاع از این حوالی که شامل هفت محله بود می گذشت به شادی از اطرافیان سؤال نمود از نام آبادی . گفتند اینجا هفت محله است با نامهای میران و کوچه کمال و فضل آباد و و فضیله آباد و آقا و اولیا و حصور آباد شاه گفت این هفت قوم باید یک (قوم شه ) و بدینسان به اختصار نام آن قمشه شد .
الغرض فرقی نمیکند قمشه یا شهرضا چون هر دو نام را گروه زیادی از ساکنینش رها کردند و هر بار رفتند از این دیار یا بر حسب داشتن پول بسیار یا بر حسب یافتن شغل و کار و بار .ولی گروهی ماندند و سفره مهربانی و مهمانوازی بگستراندند در این روزگار .
الیوم قوم به جای مانده به هر در میزنند و زحمت می کشند برای لقمه ای نان نه آن خبری دارد از این و نه این خبری دارد از آن . همه سر در لاک خود کرده از این سوی به آن سوی دوان .
کمی از شوارع شهر بگوییم تعداد شوارع آن نسبت به دوران ماضی زیادتر گردیده ولی بیشتر این شوارع به دلیل وجود پیچ و خم بی شمار به گونه ایست که در وقت عبور عابرش می شود دلریش و دل افگار (از بس به گویش خودشان چک و چوله است ) . و چنین شوارعی را در هیچ بلدی نمی توان یافت نه در این دوران نه در هیچ روزگار.حال چگونه و به چه علت چنین شوارعی در این شهر ایجاد شده الله و اعلم
تا نقلی و روایتی دیگر از این مکان خدا یار و نگهدارتان
مصطفی جهانمردی - وبلاگ دلنوشته های یک بازنشسته
موضوعات مرتبط: شعر ، ادبی ، فرهنگی ، خاطره
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , هفته نامه شهرضا , روایتی دیگر
چارلی چاپلین :من هر قدر با کار طنز، کوشش کردم تا مردم " بفهمند" اما آنها فقط " خندیدند " !
امام سجاد (ع) : پدرم با برترین مردان زمان خویش در خون غلطید تا مردم " بفهمند" اما آنان فقط" گریه کردند " ...
( اگر انتساب هر دو جمله درست باشد که این روزها در وایبر و واتس اپ و تلگرام و فیس و .... پخش می شود کمی نیاز به تامل دارد نه جبهه گیری در مقابل مطلب که هر دو بیان دو سخن از دو مردیکی هنری و یکی رهبر مذهبی و به حق است و به هیچ وجه جنبه مقایسه کسی با کسی نیست خنده و گریه مان با هدف باشد و از آگاهی که اگر گریه و نماز و روزه و حج وهر عبادتی از روی عادت و عدم آگاهی باشد باید فکری کرد )
عزاداران امام حسین (ع)

موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , عزاداران امام حسین
عزاداری منزل خانواده فاطمی شهرضا

بقیه در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , منزل آقای فاطمی شهرضا
ادامه مطلب
دوربین و یادگاری های عاشورا2
منزل آقای یزدانی
پیر مردی که 50 سال است با تهیه نان و ماست از بیشتر هیئت ها پذیرایی می کند

بقیه در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: یادنامه ، فرهنگی ، خاطره ، عکسها
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , منزل آقای یزدانی شهرضا
ادامه مطلب
دوربین عاشورا
ثبت مهربانی ها و همدلی هایی که در سایه خون سید الشهداست


تکیه حاجی شهرضا
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
پرده ظهر عاشورا
هر ساله موقع ظهر عاشورا یک پرده نقاشی در تکیه حاجی شهرضا توسط هیئت ابالفضل شهرضا باز می شود . از آنجا که زمان باز و بسته شدن این پرده به یک دقیقه هم نمی رسد شاید خیلی از دوستان همشهری این پرده نقاشی را ندیده باشند . چون این کار در سال فقط یک بار و به مدت خیلی کوتاه اتفاق می افتد چند عکس از این صحنه را به عکسی متحرک تبدیل نمودم تا جهت دوستان به یادگار بماند .
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , پرده نقاشی هیئت ابالفضل شهرضا
منزل آقای حداد
از مکانهایی است که هر ساله مراسم عزاداری در آن بر پاست و افراد زیادی در آن حاضر می شوند
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , منزل حداد شهرضا
دوستان وبلاگ
وقتی در کوچه و خیابان یک همشهری را میبینم که به گرمی با من خوش و بش کرده و متوجه می شوم از همسفران وبلاگ است بیش از پیش به ادامه کارم مشتاق می شوم .
که اگر چنین نبود همان میانه کار دست از ادامه می شستم
روز تاسوعا افراد زیادی از این همشهریان خوب را از نزدیک دیدم
فقط از سه تن از آنان که هر سه جوانی با محنت بودند عکس تهیه کردم
شرمنده محبت همه دوستانم

آقای جواد نصیبی کارگزار بیمه در خیابان حافظ غربی شهرضا
و آقای کمانی دانش آموز فرزند یک همکار و جوان دیگر آقای طاوسی
برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , دوستان وبلاگ
رسمهای نادرست
در ایام عزاداری سالار شهیدان رسمی ناشایست رایج است که در معابر جلوی هیات ها گاو و گوسفند قربانی میکنند . از هر جهت که نگاه کنی این عملی درست نیست از نظر بهداشتی و اخلاقی و تربیتی و احساسی
و ای کاش در این عمل جدی تر بازنگری و برخورد می شد .

برچسب ها: شهرضا شهر شهید همت , قربانی , بدعتها
.: Weblog Themes By Pichak :.







