درباره وب

به عشق دوستان همکاری که روز هایی خاطره انگیز  را باهم بودیم
و از هم جدا شدیم وهمکلاسی های نطنز و شهرکرد و
دانشسرای اصفهان از سال 48 تا 55
ودانش آموزان هونجان و کهرویه و موسی آباد و همگین و شهرضا از 57 تا85
ودانش آموزان مدارس راهنمایی الهی قمشه ای و موسوی و تربیت شهرضا و

دوستان خوبی  که مارا گذاشتند ورفتند خصوصا نصرالله پسر عمو ودوست
عزیزم  
وبا عشق به  دانش آموزان و دوستاني  كه گاهي مهمان این وب می گردند و با نظرات گرم و صميمي خود مرا خوشحال ميكنند.
لینک دوستان
جستجوی وب

18 مرداد ماه اولین سالگرد  پدر و پسر که با ساعتی 

فاصله سال قبل بدرود حیات گفتند در بیت العباس شهرضا برگزار می شود .

استاد آشفته شهرضایی

مصیبتی بتر از فقر و دستِ خالی نیست    

از آن بتر، مرضی همچو پُرعیالی نیست
بر آن سرم که کنم از خرابه خانه‌کشی
    
ولی به کوی تو هم یک اطاق خالی نیست
به هر دری که زدم، کس به روی من نگشود
    
مگر که خانة خالی در این حوالی نیست؟
هر آن‌که دید من و پنج بچه و زن، گفت:
    
«به کنجِ دوزخ هم جا جنابعالی نیست»
کدام مردِ غیورِ شجاع را دیدی
    
که نزدِ خانگیان، قامتش هلالی نیست
کنارِ کوچه ز سرما هلاک خواهم شد
    
وقوعِ حادثه حتم است و احتمالی نیست
مکن عذاب خدایا و رحم کن بر ما
    
مگر که لطفِ تو آن لطفِ پارسالی نیست؟!
به روسیاهی خود جمله می‌کنیم اقرار
    
اگرچه صورتِ اینجانبان ذغالی نیست
خلاصه، این‌همه مخلوق خانه می‌خواهند
    
بر این قضیه دگر جای ماست‌مالی نیست
بلای خانه به دوشی ز جانِ ما کُن دور
    
کز این بلا بتر از بهر ما اهالی نیست

و شعر محلی  از

استاد پریش شهرضایی

حتما برای لذت بیشتر از مجموعه اشعار و این شعر استاد پریش  سی دی آن مرحوم را به نام (اشک و لبخند ) که در بیشتر نقاط ایران وجود دارد تهیه نمایید .

بعضی اشعار راهم با صدای شاعر می توانید دانلود نمایید

خوب چشتا وا کون، حسنی
بابادا نیگا کون، حسنی
این کا سیاه پیش چشاده
گونیِ زاغال نیس، باباده
بس‌کی هوا بیخ حسنی
پشم آ پیلی‌ش ریخ حسنی
یه چیکه بیشین آ گوش بده
به حرفوم گوشی هوش بده
درست کا وخ سر می‌ذاره
گدا وصیت نداره
بیشین تا دردی دل کونم
واره زبونما هل کونم
خوب چشتا وا کون، حسنی
گلیا نیگا کون، حسنی
گلیا بیبین تا گم نشی
له زیری ساقا و سم نشی
این‌جا همه چاردستاپان
حیوونا داخل آدمان
باور نکون تو هوش زمون
جدا بشد میون‌شون
خوب چشتا واکون، حسنی
باباتا نیگا کون، حسنی
منم یه وقت آدم بودم
پشت آدما قایم بودم
سیفید بودم، مشکی شدم
درخت بابا اشکی شدم
این شیشه و این پنجرا
این مفتی مفتی تاجرا
همه‌چیا خوردن، حسنی
برکتا بردن، حسنی
پول عین گنجی‌ش پر داره
زندگی دردی سر داره
آسه بیا، آسه برو
کولوغ بیا، ماسه برو
چشتا می‌بات هم بیذری
هی از خودت کم بیذری
هی کولادا قاضی کونی
اینا اونا راضی کونی
امید یه من گندوم نشین
پا سفره این مردوم نشین
کا جیره خور طوله نشی
پیش اینا اون چوله نشی
رفیق کیِه س؟ گولشا نخور
مث من تو بامبولشا نخور
اونا کا طبلا بوق دارن
فقط تالاق تولوق دارن
اول برات فدا می‌شن
بعد یه رادون یه را می‌شن
مرغا را کوت کوت می‌کونن
شمعا سحر فوت می‌کونن
کشمشا چلغوز کتونس
تعارفا از آب خزینس
بونه به کین‌شون نده
تکیه به چینه شون نده
ای درشونو سفت بزنن
تمّون گدا را می‌کنن
اون دسه شون کا پرخورن
فقط رفیقی آخورن
از اون کا جون داد نون بخوا
هرچی می‌خِی از اون بخوا
نون کا تو سفره کارگرس
از هر‌چی نونس بیترس
اون کا کمربندش طلاس
بپا که بند تمّون کوتاس
ابری کا بارش نداره
چزیدن و خواهش نداره
لقمه گرون‌جونا نخور
چار لپی این نونا نخور
این نون خسیست می‌کونه
ته کاسه‌لیست می‌کونه
بپا کا لاتا پات نشی
مفت‌خور و کل‌عنات نشی
اِی جایزه‌س جفتی نخوا
اِی کمبیزه‌س مفتی نخوا
مث مرغ به هیش‌کی پشت نکون
به هیش‌کی دلدا خوش نکون
ناکسا خارد می‌کونن
وارونه سووارد می‌کونن
یخته می‌گن اینجا بیشین
یخته می‌گن اونجا نشین
رفاقتا توش خالیه‌س
مث کشمشا پوسخالیه‌س
هندونه صحرا پرزونن
توزرداشون فراوونن
تو ده‌شون وقت کا بی‌کارن
صناریا را می‌شمارن
فعله و کفلح پیدا کرد
اون کا براش نیششا وا کرد
هرکی کا زد در کوچما
چش خیره می‌رفت کوچه را
تو مال این دور و زمونی
چیز که ندیده‌ی چومدونی
از وقتی دیدت ماماچه
تو اشنو گیر کردی بچه
اشنو یه راه به باغ دارد
درختا باغ چراغ دارد
اشنو زمونه تارکیه
این را و اون راش یکیه
بیتر از این بود پیشترا
حوصله داشتن کفترا
باق باقورا رو مستی بود
گندوما تو پیش‌دستی بود
بو علفا کا در می‌مد
از خاک صدا عرعر می‌مد
کت کهنه بو روفو می‌داد
گندوم برشته بو می‌داد
کوفته چی داشت کماژدونا
پوسیده نبود بند تمّونا
از وقت کا وقفه دیده شد
تخم جنگیوم ورچیده شد
بعد از قنات آب باریکی
زندگی شد پلاستیکی
درگاچیا پیش شد شبا
خنده قایم شد زیر لبا
کم کم گواردین گونی شد
ارزونی رفت، گرونی شد
یه سانت زیمین تو رشکنه
یه شمش طلا شد، وای ننه
وقت کا درشکه گاری شد
کالسکه هم عماری شد
مث شرعتی پیره‌زنا
سولاخ سولاخ شد پیرنا
اوی حسنی! نصف شبا
وخ برو در خونه خدا
اونجا گدا نمچزونن
شاوا را بالا نمشونن
اونجا می‌پرسن دردارا
پیش نمی‌کنند زود درگا را
طلا با خاک مساویه‌س
گدا آدم حسابیه‌س
بو می‌کونن گل زردا را
خجالت نمدن مردا را
وی حسنی، وی حسنی!
اِی، همچینی بچه منی
جز بر خدا بالا سری
تعظیم اگه کردی خری

اِی بازی چاق کردی، بابا
پشت به اجاق کردی، بابا
کمک به حالت نمکنم
نونما حلالت نمکنم



تاريخ : دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۱ | 1:36 | نویسنده : مصطفی جهانمردی شهرضا |